اينجا است كه نحو هما چيست ؟ به نظر مىرسد كه مقصود آقاى حكيم موردى باشد كه يكى از زوجات مسلمان مىشود زيرا در بعضى از فروض عقد منفسخ مىشود و زن بايد عده نگه دارد . البته اين مثال اشكال دارد و آقاى خويى اشكال آن را مطرح كردهاند .
تنها يك نكته باقى است كه ما فقط يك مثال براى « موجبات الفسخ » در كلام سيد پيدا كرديم درحالىكه ظاهر عبارت حكايت از تعدد موجبات مىكند . ممكن است چنين بگوييم كه كفر و ارتداد فقط يك مثال نيست بلكه مسيحى شدن و يهودى شدن با مجوسى شدن فرق دارد زيرا در يك فرض مشخص است كه مسيحيت مثلًا اهل كتاب هستند اما در مجوسى اختلاف است و همين نكته باعت تعدد فرض مىشود .
4 ) ادامه بررسى مسأله 3 عروة :
بعد از ذكر موارد جواز ، سيد « ره » چند مورد را استثناء مىكنند كه يكى از آنها طلاق رجعى است و مىفرمايند اگر شخص زن خود را طلاق رجعى بدهد ، در ايام عده نمىتواند با آن زن تزويج نمايد بخاطر اينكه بمحض رجوع ، آن زن زوجه آن مرد است و زوج نمىتواند با همسر خود به عقد جديد تزويج كند .
5 ) نظر مرحوم آقاى حكيم « ره » :
ايشان مىفرمايند اشكالى ندارد كه زوج در ايام عده رجعى با آن زن خود ازدواج نمايد چون درست است كه زن مطلقه ( رجعى ) در ايام عده بمنزله زوجه است اما نه در تمام احكام ، بلكه معنايش اين است كه احكامى از احكام زوجه بر او مترتب است و اين اقتضاء نمىكند كه تزويج او باطل باشد .
6 ) نقد كلام مرحوم حكيم توسط آقاى خويى :
آقاى خويى مىفرمايند كه استدلال مرحوم حكيم درست نيست و كسى كه زنش را طلاق داده در ايام عده نمىتواند با او تزويج كند بدليل اينكه زوج اولين كلامى را كه براى اظهار تمايل ازدواج با آن زن را مطرح كند ، مثلًا بگويد انكحتُ ( وكالتاً )