15 / 12 / 1378 يكشنبه درس شمارهء ( 197 ) كتاب النكاح / سال دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسه قبل ، به بررسى مسأله 2 ، از احكام تزويج در حال عدّه پرداختيم ، كه در آن حكم تزويج وكيل يا ولى مورد بحث قرار گرفته بود ، در اين جلسه نخست به بررسى اشكال مرحوم آقاى خويى پرداخته ، و عدم صحت شرعى وكالت يا ولايت را مانعى در ثبوت حرمت ابد ندانسته ، ولى در خصوص تزويج ولىّ خواهيم گفت كه موضوع حرمت ابد در مورد مولّى عليه صادق نيست ، زيرا ازدواج در حال عدّه از وى ( نه بالمباشره و نه بالتسبيب ) صادر نشده ، به خلاف موكل كه از وى ازدواج بالتسبيب صورت پذيرفته است . در ادامه به بررسى مسأله 3 ( حكم ازدواج در عدّه خود شخص ) مىپردازيم .
* * *
الف ) : ايرادهايى كه متوجّه كلام صاحب عروة « ره » شده است :
1 ) مرحوم آقاى خويى :
مرحوم آقاى خويى به تفصيلى كه مرحوم سيّد در بحث وكالت دادهاند ، اشكال مىكند و مىفرمايد چه وكالت در تزويج عام باشد و چه وكالت در تزويج اين زن خاص معتدّه ، در هر صورت ، حرمت ابد ثابت نمىشود ، چون وقتى خود موكل مجاز نيست در عدّه تزويج كند ، وكيلش هم ، چنين اجازهاى را شرعاً ندارد ، چون وكالت بايد به امر مشروع تعلق گيرد ، بنابراين ، عقد وكيل باطل است و عقد باطل به موكل انتساب پيدا نمىكند ، درحالىكه موضوع ادلهاى كه حرمت ابد و وجوب