2 ) توضيح مسأله :
بحثى كه در اين مسأله مطرح است در مورد تزويج بالولايه يا تزويج بالوكاله است كه اگر اين تزويج در حال عده باشد ، آيا حرمت ابد مىآورد يا خير ؟
مرحوم سيد مىفرمايند كه ، اگر ولى با علم به حكم و موضوع عقدى را در حال احرام براى مولى عليه خود جارى سازد ، سبب حرمت ابد نمىگردد ، چون بايد زوج عالم باشد نه ولى او ، ايشان در مورد تزويج وكيل بين صورتى كه وكالت غير معين باشد و تزويج زن خاصى در آن مطرح نباشد و صورتى كه تزويج زن خاصى مورد وكالت باشد ، فرق گذاشتهاند و فرمودهاند كه ، صورت اول حرمت ابد ندارد و صورت دوم همانند عقد بالمباشره مىباشد .
در اين مسأله ، دو بحث مطرح است ، نخست ؛ بررسى اصل حكم مسأله ، دوم ؛ توضيح عبارت متن و بررسى وجه تفصيل بين دو صورت وكالت ، چون يك نوع تهافت ظاهرى بين آنها ديده مىشود ، ما در اين جلسه به بررسى بحث دوم مىپردازيم ، و اصل حكم مسأله را در جلسه آينده بررسى مىكنيم .
3 ) تفسير عبارت متن توسط مرحوم آقاى خويى :
مرحوم آقاى خويى فرمودهاند كه قسمت اول عبارت در جايى است كه كسى به ديگرى وكالت داده كه براى او عقدى بر زنى بخواند كه ظاهر اين جمله اين است كه وكالت بر عقد ازدواج صحيح داده شده است ، ولى وكيل ، زنى را كه در عده بوده گرفته كه قهراً عقد وى باطل است و از مورد وكالت بيرون مىباشد . در نتيجه ، عقد وكيل ، بود و نبودش يكسان است ، و مانند اين است كه كسى بدون عقد ، زنى را همسر خود گرفته كه اگر دخول هم شود حرمت ابد نمىآورد ، حرمت ابد در جايى است كه كسى خود بالمباشره يا بالتسبيب ( و لااقل با فراهم آوردن مقدمهاى از مقدمات عقد ) معتده را عقد كرده باشد ، ولى در جايى كه هيچ گونه تسبيبى از وى در تحقق اين عقد در كار نيست ( چون عقد از مورد توكيل وى خارج بوده است )