أهون فى الأخرى ، الجهالة بان الله حرم ذلك عليه و ذلك بانّه لا يقدر على الاحتياط معها ، فقلت : و هو من الأخرى معذور ؟ قال : نعم اذا انقضت عدتها فهو معذور فى ان يتزوجها فقلت :
فان كان احدهما متعمداً و الآخر بجهل فقال : الذي تعمّد لا يحل له ان يرجع الى صاحبه ابداً « 1 »
توضيح : همانطور كه گفته شد ، اين روايت از حيث سند صحيح است و مراد از ابو ابراهيم امام موسى بن جعفر عليه السلام مىباشد . بعضيها فكر كردهاند كه ابو ابراهيم راوى است و روايت مضمره مىباشد و اين درست نيست حتى در كافى و تهذيب بعد از كلمه ابو ابراهيم عليه السلام را درج كردهاند كه مشخص شود راوى نيست بلكه امام معصوم است ، منتهى شيخ در تهذيب بجاى ابو ابراهيم ابى عبد الله عليه السلام را نوشته است ولى در كتاب استبصار آن را تصحيح نموده است .
اين روايت از حيث دلالت هم تمام است و علم را منشأ ثبوت حرمت ابدى بيان نموده است . اما توضيح مختصرى دربارهء كلمه « يعذر » كه در متن روايات ذكر شده است .
در تهذيب و استبصار بجاى يعذر كلمه اعذر ذكر شده است كه احتمال دارد اعذِرَ باشد ( فعل ماضى مجهول از باب افعال ) و يا اعذَر باشد ( فعل ماضى معلوم باب افعال ) و احتمال سوم اينكه ممكن است اعذَر باشد ( افعل تفضيل ) .
دربارهء احتمال اول و دوم بحثى نيست . چون هر كلام باشد با كلمه يَعذِر همخوانى دارد و امّا احتمال سوم كه به صورت افعل تفضيل تلفظ شود ، اين احتمال صحيحى نيست ، بخاطر اينكه تمام ضمائرى كه در روايت استعمال شده مرجعشان به عبد برمىگردد . پس بايد بگوييم كه عبد عاذر است تا اعذَر هم با آن منطبق شود ولى ما مىدانيم كه كلمه عاذر ( عذرپذير ) فقط به خداوند اطلاق مىشود - يعنى خداوند است كه عذر بنده را كه جهالت بوده است پذيراست . پس خدا عاذر است و عبد
هامش
( 1 ) وسائل - كتاب النكاح - ابواب ما يحرم بالمصاهرة - باب 17 ج 4