تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1749

مساهمون:

ص١٧٤٩

7 / 12 / 1378 شنبه درس شمارهء ( 191 ) كتاب النكاح / سال دوم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

خلاصهء درس قبل و اين جلسه :

در جلسه گذشته ، تتمه‌اى از بحث سابق ، در مورد ازدواج شوهر ، بعد از فوت زن چهارم ، با يك زن ديگر مطرح شد و گفتيم كه مىتواند ازدواج كند و لازم نيست عدّه زن متوفى منقضى گردد . سپس وارد مسأله بعدى شديم كه مربوط بود به اينكه آيا ازدواج در عدّه موجب حرمت ابد مىشود يا نه . گفتيم چند دسته روايت در مسأله هست كه مفاد آنها از اين قرار است : 1 - / حرمت ابد على الاطلاق 2 - / عدم حرمت ابد على الاطلاق 3 - / تفصيل بين علم و جهل 4 - / تفصيل بين دخول و عدم دخول . آنگاه نظر مرحوم آقاى حكيم و مرحوم آقاى خويى در مورد جمع بين روايات را بررسى كرديم كه قائل بودند ، أحد الأمرين ( علم يا دخول ) براى حرمت ابد كافى است . در اين جلسه به بررسى دلالى و سندى تعدادى از روايات متعارض مىپردازيم ، بويژه در مورد فقه الحديث صحيحه عبد الرحمن بن حجاج كه بين جهل به حرمت تفصيل داده ، نظرات آقايان را بررسى مىكنيم . * * *

الف ) رواياتى كه مىتوانند شاهد بين روايات متعارض باشند :

گفته شد كه ، صحيحه حلبى « 1 » تصريح كرده كه أحد الأمرين ( علم يا دخول ) براى حرمت ابد كافى است و علماء هم معمولًا به همين صورت بين روايات متعارض
هامش
( 1 ) وسائل ج 20 ، كتاب النكاح ، ابواب ما يحرم بالمصاهرة ، باب 17 ، ح 3 .