فسخ و انفساخ دلالت ندارد .
اشكال دوم : آيه بر حرمت نكاح دلالت دارد و بطلان نكاح از اين آيهء شريفه استفاده نمىشود .
نتيجه آن كه ، تمسك به اين آيه شريفه براى بطلان نكاح در عده محل مناقشه است .
دليل دوم : آيات عدّه و تربّص
آيات متعددى داريم كه امر به تربّص و گرفتن عده مىكند ، متفاهم عرف متشرعه از معناى عده اين است كه عده مدتى است كه زن نبايد ازدواج كند و بالملازمة العرفية دلالت مىكند كه مردان ديگر هم نبايد با اين زنان ازدواج نمايند .
مناقشه در دليل دوّم
لكن در عين حال استفادهء حرمت تكليفى از اين بيان روشن است لكن استفادهء بطلان محل مناقشه است شايد ازدواج در عده حرام لكن صحيح باشد و صحت نكاح منافاتى با مفهوم عده ندارد .
نتيجه آن كه ، استفاده بطلان نكاح در عده از آيات شريفه قرآن محل مناقشه است . لكن روايات فراوانى داريم كه اگر كسى در عده ازدواج بكند اين ازدواج باطل است و بايد زوجين از يكديگر جدا شوند ، « يفرق بينهما » اين امر از نظر روايات جزء مقطوعات است و جاى تأمل نيست و اين روايات مطلق است و اختصاصى به عده وفات يا طلاق ندارد .
بعلاوه بطلان نكاح در عده اجماعى است و از نظر فتاواى علماء قديماً و حديثاً هم مسلم است .
نتيجه نهايى بحث :
نتيجه آن كه به حسب روايات و فتاواى فقهاء بطلان نكاح در عده مطلقاً از مسلمات است .