تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1738

مساهمون:

ص١٧٣٨
مىشود و لذا قدرت معارضه با صحيحه زراره را ندارد . ثانياً : در تعارض صحيحه با موثقه صحيحه مقدم است . ثالثاً : شهرت فتوايى قوى ، مطابق صحيحهء زراره است و وجود فتوايى مطابق موثقه عمار حتى به طور نادر ثابت نيست . پس بايد به صحيحه زراره عمل كرد و مانند مشهور فتوى داد كه مردى كه 4 زن دارد اگر يكى از آنها از دنيا برود ، مىتواند بلافاصله ازدواج كند و مرد لازم نيست عده بگيرد . به ادامهء بحث جلسه گذشته بازمىگرديم .

ب ) ازدواج با معتده :

گفته شد مرحوم سيد فرموده‌اند كه مرد نبايد با زنى كه در عدّهء شوهرِ ديگر ، است - مطلقاً - ازدواج كند و باطل است ، خواه عده رجعى باشد و خواه بائن ، عده طلاق باشد يا وفات يا فسخ يا غيره .

1 ) بطلان ازدواج با معتده :

دليل اول : آيهء شريفهء « وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ »

در بيان وجه آن به آيهء شريفهء
« وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ »
تمسّك شده بود . يكى از تقريب‌هاى استدلال اين بود ، عزم يعنى اراده و تصميم . اين واژه مانند واژه‌هاى اراده و تصميم و علم و . . . دو گونه كاربرد دارد . گاهى جنبه نفسى دارد و عزم بما هو هو مورد توجه قرار مىگيرد و گاهى جنبهء طريقى دارد و نهى از عزم نهى از متعلق آن خواهد بود ، در اينجا به چه شكل استعمال شده است ؟ چون مسلم است كه اشكال ندارد كه شخص در زمان عدهء زن ، تصميم بگيرد كه بعد از خروج از عده با او ازدواج كند ، بنابراين عزم در آيهء شريفه جنبه طريقى داشته و نهى از عزم نكاح ، نهى از متعلق آن يعنى نكاح خواهد بود . بعد ما دو تقريب ديگر ذكر كرديم ، يكى از تقريب‌ها اين بود ، عزم دو معنى دارد : 1 - تصميم 2 - تثبيت