4 / 12 / 1378 چهارشنبه درس شمارهء ( 190 ) كتاب النكاح / سال دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسات گذشته گفتيم كه مرد لازم نيست به خاطر جدايى از همسرش عده بگيرد ، ولى موثقه عمار دلالت بر لزوم عده مىكرد ، در اين جلسه ضمن نقل روايت زراره كه بر عدم لزوم عده دلالت مىكند ، به جمع روايات پرداخته ، اثبات مىكنيم كه مرد عده ندارد .
در ادامه به موضوع « ازدواج با معتده » بر مىگرديم : در مرحله اول به اثبات اين امر مىپردازيم كه ازدواج در عده باطل است ، سپس به اين بحث مىرسيم كه آيا ازدواج در عده موجب حرمت ابدى مىشود ؟ روايات در اين مسأله 4 دسته هستند : 1 - مثبت مطلق حرمت ابدى 2 - نافى مطلق حرمت ابدى 3 - مفصّل بين علم و جهل 4 - مفصل بين دخول و عدم دخول ، چند تقريب براى جمع بين روايات بيان مىكنيم :
تقريب اول : قضاياى شرطيه دلالت بر مفهوم نمىكنند تا بين روايات تنافى حاصل شود ، پس كلا الامرين من العلم و الدخول موجب حرمت ابدى مىشود .
تقريب دوم : قسمتى از روايت كه بيانگر حكمى ترخيصى ( نفى حرمت ابد ) است با قسمتى كه حكمى الزامى ( حرمت ابد ) را اثبات مىكند ، منافات ندارد ، لذا بر اساس قسمت دوم مىگوييم احد الامرين من العلم و الدخول براى حرمت ابدى كافى است :
تقريب سوم : صحيحهء حلبى شاهد جمع بين روايات بوده و از آن استفاده مىشود هر كدام از علم و دخول براى حرمت ابدى كافى است . در اين جلسه ضمن نقد دو تقريب اول و دوم تقريب سوم را مىپذيريم .
* * *