تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1733

مساهمون:

ص١٧٣٣
مثلًا وقتى مىگويند : با قصد اقامه ده روز ، نماز را تمام بخوانيد ، يعنى قصدى كه مقصود هم دنبال آن باشد و متعلَّق قصد هم همين حالا باشد ، اما اگر حالا قصد كنم كه سال آينده ده روز در اينجا بمانم ، با اين قصد الان نمىتوانم نماز را تمام بخوانم ، چون بين قصد و متعلق آن فاصله افتاده است . در باب استصحاب نيز چنين است : يقين در دليل استصحاب ( لانك كنت على يقينٍ . . . ) چون بدون قيد آمده ، معنايش اين است كه متعلق آن در همان زمان وجود صفت نفسانى است ، يعنى زمان يقين و متيقن يكى است . و الّا بايد بيان مىشد . ظاهر « شككتُ » نيز همين است كه زمان شك و مشكوك يكى است . و جهت اينكه ادله استصحاب شامل قاعده يقين نمىشود ، همين است . چون در قاعدهء يقين زمان مشكوك متقدم بر زمان شك است . يعنى الآن در متيقن سابق شك مىكنيم . و اين خلاف ظاهر « شككتُ » است . بنابراين اگر گفتند : در حال عدّه تصميم نگيريد با او ازدواج كنيد ، در خود تصميم ، مأخوذ است كه متعلق آن هم در حال عدّه باشد و احتياج به قيد ندارد تا گفته شود : تقييد خلاف ظاهر است .

* 3 ) دو تقريب از استاد « مدّ ظلّه » در جواب اشكال به آيه شريفه :

تقريب اول : در استعمالات عرفى گاهى مقدمهء شيء مورد امر قرار ميگيرد كه تنها جنبه طريقيت دارد مثل ادخل السوق و اشتر اللحم كه خود بازار رفتن اصالت ندارد . كما اينكه گاهى از مقدمه نهى مىشود تا در آن حال انسان به فكر عمل هم نيفتد و اين نهى از مقدمه موضوعيت ندارد بلكه جنبه طريقيت دارد يعنى مبتلى به ذو المقدمة نشويد . در آيه شريفه به قرينه آيه قبل كه وظيفه زنهاست براى ازدواج چهار ماه و ده روز صبر كند
( يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً )
تفاهم عرفى عبارت است از اين است كه عزم جنبه طريقيت دارد نه موضوعيت يعنى ازدواج نكنيد . تقريب دوم : يكى از معانى عزم تثبيت است و به همين جهت ، فرائض را