تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1732

مساهمون:

ص١٧٣٢
تكليف قرار گيرد ، قهراً آنچه منهى است متعلق عزم است كه همان ازدواج مىباشد .

نقد استاد « مدّ ظلّه » :

همانطور كه صاحب دُرَر و ديگران نوشته‌اند : عزم مانند فعل ، داراى افراد مختلفى است بعضى اختيارى و بعضى غير اختيارى است و لذا اشكال تسلسل هم پيش نمىآيد و امر و نهى به آن هم مانعى ندارد . مثلًا مىگويند : شما قصد اقامه كنيد و نماز را تمام بخوانيد تا ثواب بيشتر ببريد . و ممكن است كسى با نذر ، مقدمات اين قصد را فراهم كند ، ولى در هر صورت قصدش اختيارى است و از اين جهت اشكالى نيست .

* 2 ) اگر بلافاصله پس از فوت مردى ، كسى تصميم بگيرد بعد از تمام شدن عده وفات با زن او ازدواج كند قطعاً خلاف شرع نيست .

هم مسأله اجماعى است و هم آيه شريفه
« لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ »
« 1 » بر آن دلالت دارد . حتى مىتواند صحبت نموده ، مقدمات ازدواج را براى بعد از تمام شده عدّه فراهم كند . درحالىكه ظاهر اطلاق آيه شريفه و لا تعزموا عقدة النكاح ( كه عقد نكاح مقيّد به صورتى نشده كه در عدّه باشد ) اينست كه تصميم در حال عدّه براى ازدواج با او منهى است و لو متعلقش كه ازدواج است متأخر باشد . و اين قرينه مىشود كه مراد از عزم ، متعلق قريب الوقوع آن يعنى تزويج باشد . و الّا بايد آيه شريفه را تقييد كنيم . و اين خلاف ظاهر است .

نقد استاد « مدّ ظلّه » بر تقريب و بيان راه حل :

اينكه نهى از عزم را نهى از متعلق عزم بگيريم خلاف ظاهر است بلكه كلمه عزم و اراده و اين گونه تعبيرات از اوصاف نفسى ، وقتى بدون قيد به كار مىرود معناى متعارفش اين است كه متعلَّق آنها در ظرف متعلَّق باشد ، يعنى متعلّق اين اوصاف با خود آن اتحاد زمانى داشته باشد و نيازى به قيد ندارد بلكه اگر مقصود با فاصله باشد بايد بيان شود .
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 235 .