العلوى است كه توثيق نشده است .
جهت آن اين است كه :
رواياتى كه حميرى در قرب الاسناد از على بن جعفر نقل مىكند ، مشافهةً نيست بلكه از كتاب على بن جعفر است كه از كتب معروفه بوده و مشايخ به طريق صحيح آن را نقل كردهاند . مرحوم كلينى و شيخ طوسى طريق صحيح به آن كتاب دارند .
اشكال : « 1 » اما چرا حميرى با بودن طريق صحيح از عبد الله بن حسن كه توثيق ندارد نقل مىكند ؟
پاسخ : چون هدف او از تأليف كتاب قرب الاسناد ، جمعآورى اسناد عاليه است ، يعنى رواياتى كه تعداد وسائط آن بين راوى و امام كمتر از متعارف باشد كه در اصطلاح درايه آن را عالى السند تعبير مىكنند .
بين حميرى و امام موسى بن جعفر عليه السلام متعارفاً بايد چهار نفر واسطه باشد ، حال اگر در حديثى ( راوى در جوانى از پيرمردى حديث را بشنود و در ايام پيرى آن را نقل كند و ) دو واسطه بيشتر نباشد آن را عالى السند گويند .
حميرى همين حديث را نيز ، با دو واسطه از موسى بن جعفر عليه السلام نقل مىكند با اينكه حديث به طرق متعدد به دست او رسيده ، و لكن اين را كه واسطهاش كمتر بوده انتخاب نموده است تا با وضع كتاب قرب الاسناد مناسب باشد .
مرحوم حاج آقا بزرگ نيز نوشتهاند ؛ مرحوم شيخ طوسى در بعضى موارد براى طريق خود به بعضى كتابها احمد بن محمد بن الصلت اهوازى را - كه از مشايخ عامه است - انتخاب كرده ، جهت آن كم بودن وسائط است چون ابن الصلت از اشخاصى كه مثلًا هفتاد سال قبل از خودش فوت كرده نقل مىكند ، و انتخاب آنها به اعتبار علو سند است .
5 ) نقد استاد « مدّ ظلّه » بر كلام مرحوم آقاى خويى « ره » :
اگر ثابت شود كه كتاب على بن جعفر يك نسخه و يك تحرير دارد ، و همان
هامش
( 1 ) البته اين اشكال و پاسخ آن در كلام مرحوم آقاى خوى « ره » نيست .