تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1707

مساهمون:

ص١٧٠٧
« . . . و متى كان عند الرجل اربع نسوة و طلّق واحدة منهن لم يحل له ان يعقد على اخرى حتى تنقضى عدة المطلقة » آنگاه اولين روايتى كه در اثبات اين مدعا ذكر مىكند چنين است : « روى محمد بن يعقوب عن على بن ابراهيم عن أبيه عن ابن ابى عمير عن جميل بن دراج عن زرارة بن اعين و محمد بن مسلم عن ابى عبد الله عليه السلام قال : اذا جمع الرجل اربعاً فطلق احداهن فلا يتزوج الخامسة حتى تنقضى عدة المرأة التى طلق و قال : لا يجمع ماءه فى خمس » . اين عبارت شيخ در تهذيب بود . آنچه به نظر ما مىآيد اين است كه شيخ در اين كلامش فقط حكم مطلقه رجعيه را بيان نموده است نه مطلق طلاق و لو بائن را ، چرا كه اولًا وقتى ادعا را مطرح مىكند با لفظ ( طلاق ) مىفرمايد ، « . . . و طلّق واحدة منهن . . . » در جلسه قبل گفتيم كه اين لفظ معلوم نيست كه شامل خلع و مبارات نيز شود و در مواردى حتى خلع و مبارات مقابل طلاق ذكر شده‌اند در مورد طلاق ثلاثاً نيز گفتيم چون فرد مخفى است شمول آن در ضمن « و طلق واحدة منهن » بسيار مشكل و در بسيارى از مواقع عباراتى كه بعد مىآورند نشان مىدهد كه مراد طلاق اول بوده است « 1 » و ثانياً : مرحوم شيخ ، اولين روايتى كه براى اثبات مطلبش آورده است روايتى است كه ذيل آن جمله « لا يجمع ماءه فى خمس » دارد كه عده‌اى به همين جمله از روايت استدلال كرده‌اند و گفته‌اند كه معلوم مىشود كه طلاق رجعى است چرا كه در طلاق رجعى است كه چون مطلقه زوجه محسوب مىشود اگر قبل از انقضاء عدّه ، او زن ديگرى بگيرد « لا يجمع ماءه فى خمس » صدق مىكند . نظير اين مطلب در كتاب فقه الرضا نيز آمده است . صاحب فقه رضوى كه كتاب او از كتابهاى قديمى است پس از اينكه مىگويد « زوج نمىتواند قبل از انقضاء عده
هامش
( 1 ) در عبارتى كه از مقنعهء مفيد نقل كرديم فيد « ثلاثاً » را صريحاً ذكر ميكرد ان طلّقها طلاق العدة ثلاثاً .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1707 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز