تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1685

مساهمون:

ص١٦٨٥
جمع كند . چون حرّ خود سه امه را هم نمىتواند بگيرد ، پس ضميمه كردن حرّه به سه امه لزومى ندارد ، بر خلاف باب عبد كه در آنجا براى بيان عدم جواز ، لازم بود كه بگويد ، ضميمه كردن حرّ به سه امه جايز نيست ، بنابراين مرحوم سيد مىبايست مىفرمود : « كما لا يجوز للحرّ الجمع بين ثلاث اماء »

7 ) نقد استاد ( مدّ ظله ) :

اينجا سهو قلم نيست و منظور اين است كه در اين جهت كه براى هر دو جمع بين سه امه و يك حرّه جايز نيست ، مشترك هستند ، ولى اگر اين ضميمه كمتر از اين مقدار باشد يعنى دو امه و يك حرّ ، براى هر دو جايز است يعنى هم عبد مىتواند امتين و يك حرّه بگيرد و هم حرّ مىتواند امتين و يك حرّه بگيرد البته يك ما به الافتراق هم دارند كه در باب حرّ جمع بين سه اماء بنفسه ممنوع است ، ولى در باب عبد ممنوع نيست . اينجا مفهومى كه مىخواهد گرفته شود در مقابل ضميمهء كمتر است ، ( يعنى اگر از سه اماء كمتر شد هر دو مىتوانند بگيرند ) نه در مقابل نفس ضميمه . زيرا با فرض چنين مفهومى ما به الاشتراك نخواهد بود ، بلكه بين عبد و حرّه تفاوت پيدا مىشود . زيرا اگر حرّه ضميمه نشود ، جمع بين سه امه براى عبد اشكال ندارد ولى براى حرّ جايز نيست ، پس اينكه در مورد حرّ هم جمع بين سه امه و يك حرّه را جايز ندانسته به اين معنا نيست كه اگر ضميمه نباشد ، براى حرّ جايز است كه جمع كند بين سه امه ، بلكه مراد از عدم جواز ، در مقابل ضميمهء كمتر است ( انضمام دو امه به يك حرّه ) كه جايز مىباشد . در اين مثال ، از اين تعبير كه گفته شود : عبد نمىتواند سه حرّه بگيرد و بعد گفته شود كه عبد چهار حرّه هم نمىتواند بگيرد ، عبد نمىتواند چهار حرّه بگيرد ، مىتوان نتيجه گرفت كه پس سه تا حرّه مىتواند بگيرد .

8 ) نظر استاد ( مدّ ظله ) دربارهء كلام مرحوم سيد قدس سرّه :

ممكن است بگوييم اينجا نيز سقط كلام است و آن اينكه بايد مرحوم سيد بعد از