هر دو ممنوعيت را رعايت كند ، يعنى اگر مىخواهد امه بگيرد بيشتر از دو امه نگيرد ( خودش را حرّ حساب كند ) . و اگر مىخواهد حرّه بگيرد بيشتر از دو تا حرّه نگيرد ( خودش را عبد حساب كند ) . و مقتضاى قاعده هم همين است زيرا عنوان حرّ بر مبعض منطبق است و هم عنوان عبد . بعد مىفرمايد : الا ان يقال : مگر اينكه ادّعا كنيم ادلّهء منع از مبعض منصرف است ، و فقط شامل عبد خالص و حرّ خالص مىشود .
سپس اشكال مىكنند كه نتيجهء اين ادّعا « 1 » اين مىشود كه شخص مبعض از حرّ آزاد تر باشد ، چون حرّ خالص محدوديت دارد ولى مبعض محدوديتى ندارد .
ادامهء بحث جلسه آينده ان شاء الله .
« * و السلام * »
هامش
( 1 ) اگر به اطلاقات تمسّك كنيم و بگوئيم مبعض ، هم چهار تا امه مىتواند بگيرد و هم چهار تا حرّه ، با استناد اينكه ادلّه مانع شامل مبعض نمىشود .