تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1672

مساهمون:

ص١٦٧٢
مشغول الذمه بودن مرد به اجراء ، استمرار دارد تا هنگام مرگ زوجه . اگر گفته شود " زيد قائم الى عشر ساعات " ، ظاهر جمله اين است كه " الى عشر ساعات " قيد نسبت زيد و قيام است نه قيد موضوع ( زيد ) و نه قيد محمول ( قائم ) « 1 » ، يعنى الى عشر ساعات نسبت اتحاديه زيد و قائم را به ده ساعت محدود مىسازد ، مرحوم شيخ انصارى در بحث واجب معلق و واجب مشروط كه بين ايشان و صاحب فصول در تصوير واجب مشروط اختلاف نظر مىباشد تصريح مىكنند كه ظاهر قضاياى شرطيه آن است كه شروط ، قيد و شرط وجوب باشند نه قيد و شرط واجب ، و ايشان با توجه به دليلى عقلى از اين ظهور رفع يد مىكنند ولى ظهور عرفى دليل را مىپذيرند . در جمله مورد بحث ما هم ظاهر " حتى تموت " اين است كه اشتغال ذمه به اجراء استمرار دارد و پيوسته وجود دارد تا زمان مرگ زوجه ، در اينجا ممكن است كسى بگويد كه چه مانعى دارد كه تمام نفقه زوجه به يكباره به گردن مرد بيايد و اين اشتغال به كل تا زمان مرگ زوجه ادامه دارد ؟ در پاسخ مىگوييم كه تفاهم عرفى در اين مورد اين نيست كه اشتغال به كل تا هنگام مرگ زوجه استمرار داشته باشد ، بلكه در هر زمان مطابق همان زمان اشتغال ذمه وجود دارد ، وقتى اشتغال به كل به گونه دفعى وجود نداشت ، قهراً بايد قائل به انحلال اشتغال ذمه به نفقه‌ها به اشتغال ذمه‌هاى عديده گرديد كه در هر زمان ذمه مرد به پرداخت نفقه همان زمان مشغول است و يا پرداخت يك نفقه اين اشتغال ذمه بر طرف نمىگردد ، بلكه كلى اشتغال ذمه تا زمان مرگ استمرار دارد ، بنابراين تدرج در اشتغال ذمه از كلمه " حتى تموت " استفاده مىشود نه از كلمه اجراء يا
هامش
( 1 ) سابقاً گفتيم كه يكى از مغالطاتى كه در منطق مورد بحث قرار گرفته اين شبه قياس شكل اول است كه : الانسان وحده ناطق و كل ناطق حيوان ، كه بايد نتيجه دهد كه " فالانسان وحده حيوان " كه نتيجه نادرست است با اين كه صغرى و كبرى شرائط انتاج شكل اول را داراست ، در اين مسأله ، پاسخهاى مختلفى داده شده كه پاسخ صحيح اين است كه " وحده " در صغرى قيد موضوع نيست ، بلكه قيد حمل است ، و قيود موضوع در نتيجه ظاهر مىشوند نه قيود حمل .