يك جا بپردازد بلكه ممكن است تعلق حق دفعى باشد ولى اداء آن به صورت تدريجى صورت گيرد ، نظير اين مسأله ( از جهت اختلاف زمان تعلق و زمان اداء ) نسيه و سلف است ، در نسيه بايع به مجرد فروش مبيع ، ثمن را مالك مىگردد ولى زمان لزوم پرداخت ثمن در آينده است ، و در سلف نيز مشترى مبيع را به مجرد خريد مالك مىگردد ولى زمان وجوب پرداخت پس از زمان عقد است .
نظير ديگر مسأله ، ديه قتل خطأ محض است كه هرچند قاتل به مجرد قتل ضامن ديه مىگردد ولى اين ديه به صورت اقساطى در طى سه سال پرداخت مىگردد ، ديه قتل شبه عمد هم در طى دو سال پرداخت مىگردد .
ان قلت : اگر نفقه متمم زن به يكدفعه به گردن مرد افضاءكننده بيفتد با توجه به جهل وى به تاريخ مرگ زن ، مقدار ضمان مجهول شده و غرر پيش مىآيد .
قلت : ما در غير معاملات و تعهدات دليلى بر مانعيت غرر و جهل به ميزان ضمان نداريم .
بررسى بيان سوم مقدمه اول را در ضمن بحث از تقريب دوم خواهيم آورد .
اثبات تدريجى بودن اشتغال ذمه به نفقه افضاء
بحث سوم : آيا اصل اين مقدمه صحيح است و مىتوان تدريجى بودن اشتغال ذمه به نفقه افضاء را به بيان ديگرى اثبات كرد ؟ در پاسخ مىگوييم كه ما اصل اين مقدمه را صحيح مىدانيم با اين بيان كه در روايت درباره افضاء آمده : " عليه الاجراء حتى تموت " ، اين كلمه حتى تموت قيد اجراء است ، يا قيد حكم و نسبت محمول به موضوع ؟ به نظر مىرسد كه به حسب متفاهم عرفى اين گونه قيود ، قيد نسبت مىباشند نه قيد موضوع يا محمول .
اگر " حتى تموت " قيد اجراء باشد معناى جمله اين مىگردد كه " اجراء حتى موت الزوجة " ، به عهده زوج مىباشد ، يعنى متعلق حق امرى تدريجى است ولى تعلق حق دفعى است ، ولى اين مطلب خلاف ظاهر است ، بلكه ظاهر جمله اين است كه