قبل التسع احراز نشده و الأصل لا يثبت ذلك
1 ) نظر مرحوم آقاى حكيم ره :
ايشان در توجيه نظر سيد فرمودهاند : موضوع روايتى كه دلالت بر حرمت ابدى مىكند المرأة الموطوءة قبل التسع است و چون قبليّت ، يك صفت وجودى است احراز آن با اصل ممكن نيست بل الاصل عدمها ، بنابراين المرأة الموطوءة قبل التسع اثبات نمىشود و قهراً حرمت ابدى منتفى است .
سپس خودشان به اين تقريب اشكال كرده ، مىفرمايد :
مراد از كونها قبل التسع ، اين نيست كه بعدش تسع محقق شود و طبعاً قبليّت ، يك صفت وجودى گردد بلكه منظور « لم تبلغ التسع » است كه يك امر عدمى است « 1 » و بر خلاف نظر سيد ، با اصل اثبات شده ، و موضوع حرمت ابد نيز محقق مىشود ، زيرا اگر موضوع حرمت ابدى - كه يك حكم وضعى است - عبارت از يك امر وجودى باشد ، در صورتى كه بلوغ زوجه به تسع مشكوك باشد ، به لحاظ وجودى بودن قيد ، احراز موضوع حرمت تكليفى وطى نيز ممكن نيست بلكه اصل عدم تحقق اين صفت وجودى است در نتيجه اصل حكمى ( استصحاب حرمت ) هم كه محكوم اصل موضوعى است جارى نمىگردد چون به عقيده ما هم كه بطور كلى اصل موضوعى را بر اصل حكمى مقدم نمىدانيم اصل موضوعى بر اصل حكمى مخالف مقدم است ، بنابراين با تمسك به اصالة عدم تحقق موضوع حرمت بايد فتوا به جواز وطى در حال شك بدهيد ، درحالىكه همه قائل به حرمت هستند .
2 ) نقد استاد - مدّ ظلّه - به كلام مرحوم آقاى حكيم ره
اولًا : توجيه ايشان نادرست است و مراد مرحوم سيد از عبارت : « لعدم احراز كونه قبل التسع » چيز ديگرى است كه در ادامه بحث به آن اشاره خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) در اين بحث هرجا صحبت از امر عدمى مىشود مقصود عدم نعتى است كه حالت سابقه آن محرز ، و استصحاب آن از اين حيث بلامانع مىباشد - نه عدم ازلى كه صحبت استصحاب در آن مورد تأمل است .