الموطوءة قبل البلوغ مىگردد و موضوع حرمت ابدى اثبات مىشود .
نتيجه آن كه ، عنوان قبليت در موضوع حرمت ابدى را خواه امرى وجودى بگيريم و خواه عدمى ، با استصحاب قابل اثبات است . چون اگر امرى عدمى باشد كه اصلًا شرطى ندارد و اگر امرى وجودى باشد ، شرط آن حاصل است . على اى حالٍ بايد حرمت ابدى بيايد و اينكه مرحوم سيّد به خاطر مُثبِت بودن ، استصحاب را كافى ندانسته ، ربطى به وجودى يا عدمى بودن مفهوم قبليت ندارد .
توجيه اصل مثبت در كلام مرحوم سيّد ( ره ) :
در مورد صدر مسأله كه حرمت تكليفى است ، چون عنوان « صغيره » موضوع حكم است ، اگر با استصحاب بگوييم ، اين زن هنوز صغيره است ، مباشرت با او حرام مىشود ، ولى موجب حرمت ابدى « وطى زوجهء صغيره » است . اگر با استصحاب بگوييم كه تا زمان وطى زوجه ، هنوز بالغ نشده و صغيره بوده است لازمهء عقلى آن اين است كه پس ، وطى كه انجام شده ، وطى زوجه صغيرى بوده است . و ما اگر بخواهيم با استصحاب بقاء صغر تا زمان وطى اثبات كنيم كه وطى موجود يتصفُ بانه وطى الزوجة الصغيرة ، اين مثبت خواهد بود . و لذا مرحوم سيّد تعبير مىكنند كه « لعدم احراز كونه قبل التسع و الاصل لا يثبت ذلك » يعنى با استصحاب نمىتوانيم اثبات كنيم كه وطى ، قبل از بلوغ واقع شده است .
مناقشه در كلام مرحوم سيّد ( ره )
همچنانچه گذشت مفاد « لا تنقض اليقين بالشك » اين است كه بر مشكوك ، آثار متيقن را بار كنيد . و به همان شكلى كه در حال يقين رفتار مىكرديد ، رفتار كنيد . در نتيجه ، اگر نسبت به يكى از شروط عملى ، استصحاب كرديد مثلًا استصحاب طهارت كرديد ، لا تنقض مىگويد ، همان طورى كه اگر واقعاً وضو داشتى اقدام به خواندن نماز مىكردى و به آن نماز اكتفاء كرده و آن را اعاده نمىكردى ، در مورد