تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1638

مساهمون:

ص١٦٣٨
مرحوم آقاى خويى ( ره ) مىفرمايند زيرا لازمه آن اين است كه اگر اين زوجهء موطوئه قبل البلوغ فوت كرد ، وطى قبلى او عنوان وطى قبل البلوغ نداشته باشد و معلوم مىشود كه حرام نبوده ، و وطى قبلى در صورتى حرام مىباشد كه زوجه بماند و به بلوغ برسد . و اين امر واضح البطلان است . و مرحوم آقاى حكيم ( ره ) در توجيه بطلان معناى وجودى مىفرمايند : زيرا لازمه‌اش اين است كه وطى زوجهء صغيره‌اى كه به بلوغ رسيدنش مشكوك است جايز باشد ، چون عنوان قبليت قيدى وجودى است و با اصل قابل احراز نيست . به همين جهت ، تفاهم عرفى از معناى عنوان قبليت كه در موضوع حرمت ابدى اخذ شده است ، مفهومى عدمى است ، يعنى « كسى كه لم تبلغ تسع سنين » و با استصحاب قابل اثبات است و در تحقق اين امر عدمى ، تحقق بلوغ معتبر نيست .

بررسى كلام عَلَمَيْن در توجيه كلام مرحوم سيّد ( ره ) :

به نظر مىرسد كه اشكال سيّد در جريان استصحاب به خاطر اين نباشد كه عنوان قبليت عنوان وجودى است ، زيرا اولًا ؛ اگر قبليت عنوان عدمى هم باشد ، طبق نظر سيّد با استصحاب ، قابل اثبات نيست . وجه آن را بعداً توضيح خواهيم داد . ان شاء الله ثانياً : اگر عنوان « قبل البلوغ » عنوانى وجودى هم باشد و معنى آن زمان صِغَرى باشد كه بعد از آن به بلوغ برسد و تا بلوغ محقق نشود اين عنوان محقق نگردد ، چون مفروض مسأله اين است كه زن به بلوغ رسيده ، بنابراين ، چنانچه با استصحاب اثبات كنيم كه زوجه در زمان وطى ، صغيره بوده است و بالوجدان هم مىدانيم كه بعد از آن كبيره شده است ، در نتيجه ، احراز مىشود كه زن در زمان وطى صغيره بوده كه پس از آن به كبر هم رسيده و اين همان مفهوم قبل البلوغ است كه با ضميمهء استصحاب به وجدان احراز شده است . خلاصه ، پس از رسيدن به بلوغ زنى كه به مقتضاى استصحاب در زمان صغر وطى شده است ، متصف به عنوان المرأة