كرد ، آيا با لا تنقض مخالفت كرده است ؟ آيا لا تنقض مىگويد ، فقط به همين مناط بر طبق حالت سابقه رفتار كنيد ؟ و جلوى كسى كه مىخواهد به دو مناط بر طبق حالت سابقه عمل نمايد مىگيرد ؟ هرگز چنين معنايى ، متفاهم عرفى لا تنقض نيست . و در ما نحن فيه ، اگر در مورد زوجهء مشكوك الصغر ، شارع بفرمايد ، شما عملًا دست از حالت سابقهء يقينى بر نداريد و همچنان مطابق حالت سابقهء يقينى رفتار كرده و از مباشرت با او خوددارى كنيد ، آيا متفاهم عرفى از اين كلام اين است كه فقط به همين مناط كه من مىگويم مباشرت را ترك كنيد و اگر كسى به مناط اينكه ، مباشرت در سابق حرام بوده الان مباشرت را ترك كند ، با استصحاب موضوعى مخالفت كرده است ؟ هرگز چنين نيست .
بلكه بالاتر ، استصحاب طهارت بر قاعدهء طهارت هم مقدم نيست و هر دو در عرض هم جارى مىشوند ، اگر بدن شما مستصحب النجاسة بود ، لا تنقض مىگويد ، شما در عمل ، بدن خودتان را نجس بدانيد و با اين بدن نماز نخوانيد و نماز خواندن بدون تطهير بدن ، نقض نجاست يقينى است .
آيا استصحاب طهارت بر قاعدهء طهارت حكومت دارد ؟ تا در نتيجه ، كل شىء طاهر مخصوص توارد حالتين باشد ؟ ، آيا وجداناً موقعى كه « لا تنقض اليقين » و « كل شيء طاهر » به مسلمانان القاء مىشده است ، متعارف آنان « كل شيء » در قاعدهء طهارت را مخصوص توارد حالتين مىديدند ؟ فرضى كه مخصوص مدارس علمى است و تصور آن به ذهن متعارف مردم نمىآيد ، آيا متعارف مخاطبين ، كسى را كه از حمام آمده ، الان شك مىكند در راه بدنش نجس شده يا نه ؟ مشمول كل شيء طاهر نمىدانند ؟ وجداناً چنين نيست .
همين بيان در تقديم استصحاب حليت بر كل شيء لك حلال و تقديم استصحاب برائت بر اصل برائت نيز جارى است . در تمام اين موارد ، حق اين است كه استصحاب بر قاعدهاى كه موافق آن باشد ، مقدم نيست و مانع جريان آن نمىشود و
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1635
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص١٦٣٥