تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1627

مساهمون:

ص١٦٢٧
پاسخ مرحوم آقا ميرزا مهدى اصفهانى ( ره ) 1 ) اشكالى را مرحوم آقا ميرزا مهدى اصفهانى ( ره ) « 1 » مطرح مىكند كه با فرض تقدم اصل سببى بر مسببى موضع ما در قبال صحيحه زراره « 2 » چه خواهد بود كه در اين روايت امام ( ع ) استصحاب بقاء وضوء را جارى مىكنند در حالتى كه شك ما مسبب از شك در « وقوع نوم و عدم آن » است در اين روايت تمسك به استصحاب مسببى شده است در حالى كه استصحاب سببى ( عدم حدوث نوم ) نيز جارى مىشود . 2 ) پاسخ به اشكال آقا ميرزا مهدى اصفهانى ( ره ) به اشكال ايشان پاسخ‌هايى داده شده است : پاسخ اول : نقض وضو اسباب مختلفى دارد كه عدم نقض وضوء مبتنى بر انعدام تماس اين اسباب مىباشد مثلًا نوم ، بول ، ريح . . . وجود هر كدام به تنهايى براى نقض وضوء كافى مىباشد . براى اينكه وضوء باقى بماند و نقض نشود بايد هيچ كدام از اين اسباب وجود پيدا نكنند و اگر استصحاب عدم نوم شود اين ثابت نمىكند كه وضوء باقى است زيرا ما احتياج به نفى بقيه اسباب نقض وضوء داريم و اين استصحاب فقط حصه مربوط به خود را نفى مىكند يعنى از ناحيه نوم وضوء نقض نشده است اما بقيه ناقض‌ها را نفى نمىكند در مورد روايت عدم نوم اگر با استصحاب ثابت شود و عدم بقيه نقوض بالوجدان كه در نتيجه انتقاضى حاصل نشده باشد اين اثبات وضوء با اصل مثبت خواهد بود .
هامش
( 1 ) ايشان در اساطين و حوزه علميه مشهد مقدس و از اركان معنوى آن حوزه مقدسه بوده‌اند . آقايانى مثل آقاى آقا ميرزا جواد آقاهاى حلبى ، آقاى شيخ هاشم و آقاى شيخ مجتبى قزوينى همه به عظمت ايشان اعتراف داشته‌اند از شاگردان مكتب او هستند و ايشان نسبت به فلسفه نظر مساعدى نداشتند حتى در اواخر اصول را هم ترك كرده بودند و فقط درس خود را منحصر به معارف اسلامى كرده بودند . ( 2 ) قلت له : الرجل نيام و هو على وضوء أ توجب الخفقة و الخفقتان عليه الوضوء : يا زراره قد تنام العين و لا ينام القلب و الاذن فاذا نامت العين و الاذن و القلب و هب الوضوء قلت فان حرك على جنب شىء و لم يعلم به ؟ قال : لا ، حتى ليستيقن انه قد نام حتى يجيء من ذلك امر بين و الا فانه على يقين من وضوئه ، و لا تنقض اليقين ابداً بالشّك و انما تنقضه بيقين آخرٍ ، وسائل ، ج 1 .