مستصحب ، اثر اعم از ثبوت تنزيلى مستصحب باشد با استصحاب آن احكام بار مىشود .
مثال دوم ( اثر عقلى ثبوت ظاهرى ) اگر موضوع حكم عقلى اعم از ثبوت واقعى و ثبوت تنزيلى يك شىء باشد ، با استصحاب آن شىء حكم عقلى بار مىشود مثلًا حكم عقلى به ملازمه بين وجود ذى المقدمه و مقدمه ، اگر ذى المقدمه واقعاً واجب باشد عقل حكم مىكند كه مقدمهاش هم واقعاً واجب است و اگر ذى المقدمه ظاهراً واجب باشد عقل حكم مىكند كه مقدمهاش ظاهراً واجب است چون حكم عقل به ملازمه بين وجوب ذى المقدمه و وجوب مقدمه مربوط به اعم از وجوب واقعى و ظاهرى است . در واقع با استصحاب فقط وجوب ذى المقدمه را اثبات مىكنيم و با اين استصحاب موضوع حكم عقل واقعاً محقق مىگردد .
مثال سوم : ( اثر عرفى ثبوت ظاهرى ) همانطورى كه بين ابوت زيد براى عمرو و بنوت عمرو براى زيد ملازمه واقعى هست ، عرف بين ثبوت ظاهرى ابوت زيد براى عمرو و بنوت عمرو براى زيد ملازمه قائل است . عرف مىگويد اگر ابوت زيد براى عمرو را اثبات كرديد ، بنوت عمرو براى زيد اثبات مىشود و نيازمند استصحاب مستقلى نيست . تنزيل يكى از اينها عرفاً تنزيل ديگرى است و لازم نيست در ديگرى مستقلًا تنزيل كنيم و همچنين است در امور متضايف ديگر .
و مسأله استصحاب وضوء از قبيل مثال سوم است ( اگر واسطه بين عدم العدم وضوء و وجود وضوء را واسطه خفيه ندانيم - كما هو المفروض ) عرف بين عدم العدم و وجود - حتى بين وجود ظاهرى آنها - تلازم قائل است و بين تفكيك عدم العدم و وجود هيچ گونه عرفيتى ندارد و عرف تنزيل يكى را تنزيل ديگرى مىداند بنابراين استصحاب عدم حدوث نواقض وضوء براى اثبات بقاء طهارت كافى است .
نتيجه بحث آن كه پاسخ دومى هم كه به اشكال مرحوم ميرزا مهدى اصفهانى داده
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1630
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص١٦٣٠