عيب فهو ضامن « 1 » .
اين همان روايت سابق حلبى است كه در فقه به طريق ديگر آمده است .
5 ) روايت غياث :
عن غياث عن اسحاق بن عمار عن جعفر عليه السلام ، ان علياً عليه السلام كان يقول : من وطئ ، امرأة من قبل أن يتمّ لها تسع سنين فأعنف ضمن « 2 » .
به قرينه ساير روايات ، معلوم نيست « أعنف » قيد احترازى باشد ، بلكه چون ذى حق نيست و با تحميل وقاع كرده ، تعبير به عنف نموده است .
اينها روايات ضمان بود و همانطور كه مرحوم سيّد در مسأله هفتم باب متعرض مىشود ، عيب حاصل از وقاع منحصر به افضاء نيست .
كلمه ضمان در روايات معناى كلى ( اعم از ديه و ارش ) دارد و مصاديق آن را بايد شرع تعيين كند . بنابراين مىتوان گفت : اين دسته از روايات اثبات ضمان اعم از ديه يا ارش ، در صورت افضاء يا عيوب ديگر مىكند .
* نظر فقهاء
فقهاء گرچه در مباشرت كمتر از نه سال اكثراً تصريح به ثبوت ديه كردهاند ، و ليكن مرحوم صدوق در مقنع مىنويسد : اگر عيبى پيدا كرد ضامن است .
صاحب جواهر مراد از كلمه ضمان در عبارت مقنع را ديه دانسته و حمل به خصوص صورت افضاء كرده است .
نقد استاد مدّ ظلّه : اين حمل وجهى ندارد ، چون مرحوم صدوق روايت حمران را كه در افضاء اثبات ديه مىكند بعداً نقل كرده ، و ممكن است مراد ايشان از مورد ضمان در اين عبارت معناى جامعى ( اعم از افضاء و غير آن ) باشد كه بعضى مصاديقش انطباق بر ديه و بعضى بر ارش داشته باشد .
هامش
( 1 ) وسائل ج 20 ص 103 ح 8 .
( 2 ) وسائل ج 29 ص 282 باب 44 از موجبات ضمان ح 4 .