در شمار اصحاب امام صادق ( ع ) آمده كه ثابت بن عبد الله همان ثابت بن أبى ثابت البجلى الكوفى است يعنى كنيهء پدر عبد الله ، ابو ثابت بوده است . همچنين در آن كتاب در شمار اصحاب آن حضرت آمده : « ثابت ابو سعيد البجلى الكوفى » . به احتمال قوى ، ثابت مورد بحث و اين دو عنوان ، هر سه نام يك شخص باشد كه نام وى ثابت و كنيهاش ابو سعيد و نام پدرش عبد الله بوده است .
به هر حال ، با توجه به دو شاهد و مؤيّدى كه ذكر شد و نيز سخن على بن حكم ، البته اگر كلام ابن حجر در واقع مأخوذ از رجال على بن حكم باشد ، مىتوان به نحوى روايت را قابل اعتماد دانست .
4 ) بررسى دلالت روايات مذكور بر كراهت
به نظر مىرسد كه روايت ثابت أبى سعيد دلالت بر حرمت داشته باشد نه كراهت ، زيرا صدر و ذليل روايت ظهور در تحريم دارد . چون « يصلح » در صدر روايت به معناى يجوز مىباشد . پس ، مفهوم اين فرمودهء امام كه صوف جايز است ، اين خواهد بود كه قرامل از موى زنى ديگر جايز نيست . به همين ترتيب لا يضرّ در ذيل حديث به معناى لا يحرم مىباشد كه مفهوم آن اين مىشود كه بستن قرامل از موى زنى ديگر حرام است . فقها در اين تعبير نيز كه « لا يضرّ الصائم اذا اجتنب اربع خصال » لا يضرّ را به معناى « لا يحرم » دانستهاند . بنابراين ، به وضوح از صدر و ذيل روايت حرمت فهميده مىشود . مادهء « كره » نيز در لسان روايات به معناى كراهت اصطلاحى كه فقها به كار مىبرند ، نيامده بلكه اعم از تحريم و تنزيه است و هيچگونه ظهورى در تنزيه ندارد . پس ، روايت دال بر حرمت است نه كراهت .
همچنين دربارهء روايت سعد اسكاف بايد گفت كه اين روايت را به دو گونه مىتوان معنا كرد : يكى اينكه مراد اين باشد كه زنان موهاى خود را كه به صورت قرامل درآمده به موهاى خود وصل كنند . در اين صورت ، جواز اين عمل هيچگونه منافاتى با روايات ديگر نخواهد داشت ، زيرا ديديم كه برخى روايات به صراحت