جارى است .
البته در بحث آينده نكتهاى را در موضوع ثبوتى حكم خواهيم آورد كه تكليف استصحاب را هم روشن مىسازد .
از بحث لزوم اتحاد موضوع در استصحاب كه درگذريم ، براى جريان استصحاب در مقام بايد مبانى اصولى ديگرى را هم پذيرفت :
مبناى اول : جريان استصحاب در شبهات حكميه .
مبناى دوم : جريان استصحاب در هنگام شك در مقتضى .
ولى اگر كسى يكى از اين دو مبنا را قبول نداشته باشد كه ما هم آنها را قبول نداريم ، قهراً استصحاب جارى نيست .
ب ) ادامهء بررسى كلام مرحوم آقاى حكيم قدس سرّه :
در جلسهء پيش ، بررسى كلام آقاى حكيم را آغاز كرديم و در اين جلسه ، آن را پى مىگيريم . مرحوم آقاى حكيم ( ره ) در اينجا بين مو و ناخن و دندان و ساير اعضاء تفصيلى قائل شده بودند ، ايشان مىفرمودند « 1 » شعر و ناخن و دندان جزء بدن نيست ، بنابراين ، حرمت آنها تبعى است نه استقلالى ، پس ، بعد از انفصال اين اعضاء از بدن ، موضوع قطعاً از بين رفته است ، بنابراين ، استصحاب حرمت جائى ندارد ، به خلاف ساير اعضاء كه حرمت استقلالى داشته و ممكن است استصحاب حرمت در آنها جارى باشد .
1 ) بررسى كلام آقاى حكيم قدس سرّه
در اينجا دو اشكال بر اين كلام ذكر مىكنيم :
هامش
( 1 ) ايشان نخست كلام شيخ انصارى ( ره ) را آوردهاند : ( لا ينبغى الاشكال فى جواز النظر الى مثل الظفر و السن بل و كذا الشعر ) و در توضيح آن فرمودهاند ، و كأنّه لانّ مثل هذه الامور من قبيل النابت فى الجسم لا جزء منه و تحريمها فى حال الاتصال بالتبعيّة .