بالازواج و الى غيرهن من النساء لما فيه . . . » « 1 » .
موى زن خواه متصل باشد يا منفصل ، موى زن است ، همانطور كه در مورد موى حيوانات نيز چنين است ، به موى بز و شتر متصل باشد يا منفصل ، موى بز و شتر مىگوييم ، و در مورد موى زن دليل خاص نداريم مگر مطلقات حرمت نظر به مرأة كه موضوع آن مرأة است و پس از انفصال را شامل نمىشود ، چون به دست قطع شده ، مرأة گفته نمىشود و نظر به آن را نظر مرأة نمىگويند .
بنابراين ، نگاه به موى زن پس از قطع شدن جايز نيست لاطلاق رواية محمد بن سنان و نحوه ، و نگاه به ساير اندام زن پس از قطع شدن مانعى ندارد ، چون اطلاقى نداريم و استصحاب حكمى جارى نيست ، پس ، مجراى اصل برائت است .
3 - نقد كلام مرحوم نراقى ( ره ) :
در مورد نگاه به موى قطع شده بالخصوص سيرهء قطعيه بر جواز قائل شده است ، دائماً زنها موهايشان را شانه مىكنند و روى زمين مىريزد و بسيارى از افرادى كه مسكن مشترك دارند و محرم يكديگر نيستند ، متشرعه از نظر و لمس چنين موهائى هيچ اجتناب نمىكردند ، به خصوص در حمامهاى عمومى كه سابق چنين بوده كه ساعاتى از شبانه روز ، مردانه و ساعاتى زنانه بوده است و موهاى زنها مىريخته و هيچ كسى اجتناب نمىكرده است . مو بيشتر از ناخن محل ابتلاء عمومى بوده است و اجتناب از مو اولًا عملى نبوده ، و ثانياً سيره قطعى بر عدم لزوم آن قائل شده است و لذا مرحوم سيد ، شعر را استثناء كرده است . بلكه ايشان اين سيره را در مو و ناخن نيز قائل هستند و با وجود چنين سيرهاى جاى تمسك به اطلاق روايت محمد بن سنان و مانند آن نيست .
4 - بررسى استصحاب :
هامش
( 1 ) وسائل ج 20 ، ابواب مقدمات نكاح ، باب 194 ، ص 193 .