شده است و به خصوص در اوقاتى كه رو اندازشان كم است ، زير لحاف مشترك مىخوابند ، و چون اين دو مسأله ملاك واحدى دارند ، بنابراين ، لزوم تفريق ، مخصوص صورتى است كه بخواهند لخت بخوابند .
3 - نقد فرمايش مرحوم آقاى خوئى ( ره ) توسط استاد مد ظله :
اولًا ، حمل روايت بر لخت خوابيدن مستلزم اخراج افراد متعارف روايت است .
آيا چنين است كه مردم در سرماى زمستان لخت مىخوابيدهاند ؟ و بلكه آيا در تابستان هم كودكان لخت مىخوابيدهاند تا بگوييم اين روايات قابل تقييد به صورت برهنه خوابيدن است ؟ ثانياً ، در روايتى فرموده نبايد دو زن زير يك لحاف بخوابند « الا ان يكون بينهما حاجز » « 1 » ايشان لباس را حاجز مىدانند ، ولى به نظر مىرسد كه حاجز چيزى مانند كرسى و لحاف است نه لباس نازك . البته روايات تعزير به قرينهء مقام و تناسب حكم و موضوع و مقدار تعزير ، موردى را مىگويد كه لخت خوابيده باشند ، كأن وقاع خفيفى صورت گرفته ، چون به صرف خوابيدن و لو مقدمات وقاع هم نباشد ، نود و نه ضربه شلاق يا كمتر را مقرر كرده است تا مبادا زمينهء وقاع فراهم شود .
پس ، از اين روايت وجوب تفريق كودكان استفاده مىشود ، ولى ما اگر فتوائى بر طبق روايت پيدا نكرديم و گفتيم بين اصحاب اماميه عدم وجوب تفريق جزء مسلمات است همچنانكه مرحوم آقاى حكيم مىفرمايند : « الظاهر بناء الاصحاب على خلافه [ أى الوجوب ] ) » ، روايت را حمل بر كراهت يا تنزيه مطلق مىكنيم . البته بعيد نيست بگوييم فقهاء اماميه تفريق را واجب ندانستهاند ، چون اين مسأله بسيار محل ابتلاء خانوادهها است و اگر تفريق واجب بود فتاواى بسيارى به وجوب در كتب اماميه موجود بود و چنين فتاواى فراوانى نداريم . ولى احتياط در اجتناب است تا فحص بيشترى در فتاواى اماميه و عامه بنمائيم و ببينيم آيا عدم وجوب
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 20 ، ابواب نكاح محرّم ، باب 25 ص 348 .