تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 954

مساهمون:

ص٩٥٤
خودش مىتوان ادعاى سيره كرد كه نيازى به احراز رضايت او نيست و ساعاتى كه متعارفاً اوقات خلوت فرزند نبوده و جهات مانعه‌اى در آن اوقات نباشد ، پدر مىتواند بدون اجازه وارد شود هر چند احتمال بدهد پسرش راضى نباشد . به علاوه ، در صحيحهء خراز آمده است « لا يستأذن الرجل على الابن » ، اگر جملهء « و يستأذن الرجل على ابنته و اخته اذا كانتا متزوجتين » در ذيل همين روايت باشد ، كه حضرت صريحاً بين دختر و پسر فرق گذاشته‌اند كه پسر احراز رضايتش لازم نيست هر چند ازدواج كرده باشد و اگر اين ذيل ، قطعه‌اى جداگانه باشد ، اطلاق صدر روايت شامل صورتى كه عروس كسى نزد پسرش باشد ، مىشود . نتيجه آنكه ، براى وارد شدن بر پسر ، احراز رضايت لازم نيست اما در مورد وارد شدن بر دختر اجازه لازم است ، زيرا علاوه بر عموم آيهء شريفه ، ذيل صحيحه خراز نيز مىفرمايد : « يستأذن الرجل على ابنته و اخته اذا كانتا متزوجتين » و سيره‌اى نيز بر جواز ورود نداريم ، پس ، پدر نبايد بدون احراز رضايت ، نزد دخترش برود . مرحوم آقاى خوئى ( ره ) مىفرمايند : از اينكه پدر نمىتواند بدون احراز رضايت ، بر دختر ازدواج‌كرده‌اش وارد شود ، معلوم مىشود بدون احراز رضايت ، بر عروسش نيز نمىتواند وارد شود . نقد استاد مدّ ظلّه : دختر تا ازدواج نكرده از عروس نزديك‌تر است ، لكن بعد از ازدواج معلوم نيست ، چون پس از ازدواج وارد خانه شوهر شده و جزء آن خانواده محسوب مىشود و از قيموميت پدر خارج گشته ، تابع شوهر مىشود ، خانهء او نيز نوعاً خانه شوهر است . ولى پسر پس از ازدواج نيز واجب النفقهء پدر متمكن است و از عائلهء پدر به حساب مىآيد . بنابراين ، نمىتوانيم از لزوم اجازه در ورود بر دختر الغاء خصوصيت كنيم و بگوييم براى ورود بر پسر ازدواج كرده نيز احراز رضايت لازم است ، به خصوص اگر صدر و ذيل صحيحهء خراز يك روايت باشد كه صريحاً بين دختر و پسر فرق گذاشته است .