اين سه وقت بايد اجازه بگيرند ، چون آيه مىفرمايد
« ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ »
اين سه وقت وقت خلوت شما است ، علت معمم حكم است و اين تعليل شامل ورود ديگران نيز مىشود .
ان قلت : پس ، چرا آيهء شريفه فقط « ما
مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ »
را متعرض شده است ؟
قلت : دو علت دارد : الف - اينها بيشتر محل ابتلاء هستند ، ب - اينها فرد خفى هستند ، زيرا به خاطر كثرت ارتباط اطفال و مماليك ممكن است توهم شود كه رفت و آمد آنها محدوديتى ندارد .
دليل فرض دوم : ذيل صحيحهء خراز است « و يستأذن الرجل على ابنته و اخته اذا كانتا متزوجتين » ، در روشن شدن استدلال توجه به دو نكته لازم است .
نكته اول : روشن است كه صرف ازدواج تأثيرى در حكم ندارد و ملاك اصلى حرمت آن است كه وقتى همسر كسى نزد او است ، زمينه مناسبى براى ورود ديگران نيست و نبايد بدون اجازه كسى وارد شود . بنابراين ، اگر همسر دختر يا خواهر انسان نزد آنها باشد يا احتمال دهيم كه نزد آنها هستند ، نبايد بدون اجازه وارد شويم .
نكته دوم : روايت مىفرمايد « پدر اگر بخواهد بر دختر ازدواجكردهاش وارد شود ، بايد اجازه بگيرد ، به طريق اولى اگر فرزند نيز بخواهد زمانى كه همسر پدر نزد او است ، نزد پدرش برود ، بايد اجازه بگيرد .
در غير اين دو فرض ، سيرهء قطعيهء متشرعه قائم شده است كه اولاد بدون اجازه پدرشان وارد مىشدهاند و هيچ كسى به آنها اعتراض نمىكرده كه چرا بدون اجازه پدر وارد شدى ؟ معلوم مىشود كه استيذان را لازم نمىدانستهاند . بنابراين ، بايد صحيحهء خراز را كه مىفرمايد « يستأذن الرجل اذا دخل على أبيه » ، حمل بر استحباب و حكم اخلاقى كرد .