مرحوم آقاى خوئى ( ره ) تضعيف كردهاند . اگر ما بر خلاف نظر مرحوم آقاى خوئى ( ره ) واسطهء اين سخن يعنى على بن محمد بن زبير را توثيق كرديم و انتساب كتاب را هم به ابن غضائرى پذيرفتيم ، با اكثار روايات بزرگان از او چگونه قابل جمع است ؟
سه وجه در اين زمينه متصوّر است ؛
وجه اوّل : اگر كسى تخطئه شخص مبدعى را كه براى اسلام خطرناك است ، جايز يا لازم بداند ، منافاتى ندارد كه سخنان عادى او را بپذيرد ، مانعى ندارد كه أبى جميله سخنى را در مورد معاويه جعل كرده باشد و معتقد باشد كه بايد بر عليه او چنين نامهاى را جعل كند ، چنين اقدامى توسط او مانع پذيرش سخنان ديگر و روايات او نمىشود . به خصوص كه به قول مرحوم وحيد بهبهانى ( ره ) ، رواياتى باشد كه از سوى فقهاء مورد عمل و مستند فتوا قرار گرفته باشد . ممكن است كسى سليقهاش چنين باشد كه در مواقع لزوم سخنى را هم جعل كند كه البته به نظر ما سليقهء خوبى نيست .
وجه دوم : احتمال ديگرى هم به ذهن مىآيد . مرحوم شرف الدين ( ره ) كه با شيخ سليم بشرى ، شيخ الازهر ، دربارهء شيعه بحث داشته و به سؤالات او دربارهء تشيع پاسخ داده بود ، اين نوشتهجات در ماجراى جنگ بين فرانسوىها و مسلمانان در لبنان از بين رفت و خسارات مهمى به ايشان وارد شد ، ولى مرحوم شرف الدين ( ره ) مضمون آن سؤالها و جوابها را مجدداً نوشت ، هر چند عين الفاظ شيخ الازهر و عين پاسخهاى خود او نبود . كتاب « المراجعات » مضمون آن سؤال و جوابها است كه شرف الدين در واقع وضع كرد . چون داراى حافظهء قويى بود ، مضمون آنها را نوشت . بعيد نيست كه نامهء محمد بن أبى بكر به معاويه حقيقت داشته ، ولى چون اصلش از بين رفته بود ، أبى جميله مضمون آن را بيان كرده باشد