سپس با سند نقل مىكند كه معاوية بن حَكيم يا حُكيم مىگويد از او شنيدم كه مىگفت : رسالهء محمد بن أبى بكر به معاويه را من جعل كردم . خلاصه ، خودش اقرار به جاعل بودن خويش كرده است ، لذا حديثش معتبر نيست .
5 ) نظر استاد ( مد ظلّه )
ما مىبينيم كه فقهاء طبقه سوّم كه همگى از نظر علمى و وثاقت در درجهء اول قرار دارند ، از أبى جميله اخذ حديث كردهاند . افرادى چون ابن أبى عمير ، صفوان ، بزنطى ، حسن بن على بن فضال ، حسن بن محبوب ، يونس بن عبد الرحمن ، عبد الله بن مغيره ، عثمان بن عيسى ، از او حديث اخذ كردهاند ، همچنين على بن حكم و جعفر بن بشير ، كه دربارهاش گفتهاند « يروى عن الثقات و رووا عنه » ، از او نقل حديث مىكنند . در ميان اين بزرگان ، بعضى مثل بزنطى روايات فراوانى از او نقل كردهاند . شيخ صدوق در مشيخهء فقيه راوى كتاب مفضل بن صالح ( أبى جميله ) را بزنطى قرار داده است . همانطور كه حسن بن على بن فضال و حسن بن محبوب لا تعد و لا تحصى از أبى جميله روايت نقل كردهاند . و همين كثرت روايت ، خود شاهدى بر اعتماد آنان به أبى جميله بوده است ، چون اگر فرد جاعل حديث بود با او حشر و نشر نداشتند و به وفور حديث نقل نمىكردند .
اما در خصوص سخن معاوية بن بكير دربارهء أبى جميله كه ابن غضائرى نقل مىكند ، مرحوم آقاى خوئى و شيخ آقا بزرگ ( ره ) ، مؤلف كتاب را ابن غضائرى نمىدانند « 1 » ، و در سند سخن ابن غضائرى نيز على بن محمد بن زبير قرار دارد كه
هامش
( 1 ) ابن غضائرى يا هر كسى كه مؤلف كتاب است ، چون عنايت به متنشناسى داشته و بر اساس تشخيص خود كه مثلًا روايتى داراى مضمون غلوآميز در مسألهء ولايت داشته ، روايت را جعلى شمرده است . بدون آنكه شاهدى از خارج داشته باشد ، با ملاحظهء متن روايت ، آن را جعلى شمرده است . مؤلّف آن كه مظنون است ابن غضائرى باشد ، هر چند در اين جهت متنشناسى كرد ، ولى در فن خود فرد متخصصى بوده است ، گرچه در جرح افراد كه بر اساس متنشناسى است ، چندان معتبر نيست ، اما در بيان طبقات روات ، كنى و القاب و نسب و امثال آن خيلى دقيق بوده و مقبول است و حتى بر افرادى چون نجاشى تقدم دارد . اما اينكه ابن غضائرى به جرّاح بودن معروف شده ، به خاطر اين است كه كتاب ضعفاى او در دست است ، اما كتاب ثقات او در دست نيست . در بعضى از موارد كه ديگران تضعيف كردهاند ، او توثيق نموده و معتبر دانسته است و در بعضى از موارد كه ديگران توثيق كردهاند ، او تضعيف نموده است و نسبت عامين من وجه است .