على أبيه ؟ قال : نعم قد كنت استأذن على أبى و ليست أمّى عنده انّما هى امرأة أبى توفيت امى و أنا غلام و قد يكون فى خلوتها ما لا احبّ ان افجأهما عليه و لا يحبّان ذلك منى و السلام احسن و اصوب » « 1 » .
حضرت فعل خود را به عنوان شاهد ذكر مىكند ، به حسب بعضى از روايات ، سلام كردن نوعى استيذان است كه در ذيل روايت « احسن و اصوب » شمرده شده است ، يعنى بىسلام و بىاذن وارد نشود .
3 ) كلام مرحوم آقاى خوئى و آقاى حكيم ( ره ) پيرامون روايت فوق :
آقاى حكيم و آقاى خوئى مىفرمايند : مفاد خبر نشان مىدهد كه حكم در جائى است كه زن پدر همراه پدر باشد ، و صرف ورود بر پدر ممنوع نيست . منتهى روايت را سنداً ضعيف شمردهاند ، به طورى كه قابل استناد نمىباشد و نمىتوان به وسيلهء آن در روايت صحيح السند ديگر تصرف نمود . مرحوم آقاى خوئى ( ره ) از اين جهت مناقشه ندارند ، ولى چون روايت را ضعيف مىدانند ، منع دخول بر پدر را يك حكم اخلاقى دانستهاند . به هر حال ، مرحوم آقاى حكيم ( ره ) به ظاهر روايت ابو ايّوب خرّاز كه نقل خواهيم كرد ، تمسك مىكنند ، ولى مرحوم آقاى خوئى ( ره ) بر استحباب حمل مىكنند .
4 ) بحث سندى
در سند روايت دو نفر قابل بحث وجود دارد ، يكى حسن بن على بن فضال است كه از فقهاى فطحيه مىباشد ، منتها مىگويند به حسب نقل محمد بن عبد الله بن زراره ، قبل از وفات مستبصر شده است و به هر صورت رواياتش مورد اعتماد است ، چه مستبصر شده باشد و چه نشده باشد .
دومى أبى جميله است كه ابن غضائرى او را « وضّاع يضع الحديث » معرفى كرده ،
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ، جلد 20 ، ابواب مقدمات النكاح ، باب 119 ، ص 214 ، ح 2 .