خوئى ( ره ) مىفرمايند چيست ؟
احتمال اول آيهء 30 از سورهء نور مىباشد كه مىفرمايد
« قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ »
. احتمال دوم آيهء 5 و 6 سورهء مؤمنون
« وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ »
.
اگر ما به مباحث قبلى كه در تقريرات ايشان آمده است ، مراجعه كنيم ، ايشان در جائى كه بحث از اشتراط عدم تلذذ مىكنند « 1 » ، آيهء غضّ ، و آنجائى كه بحث از عدم ريبه است ، آيهء سورهء مؤمنون را مطرح مىكنند « 2 » .
پس ، ايشان براى اشتراط عدم تلذذ ، همانطور كه در نظر به اجنبيّة به آيهء غض تمسك كردند ، در اينجا نيز به آيهء غضّ تمسك مىجويند ، و همانطور كه حرمت نظر مع ريبه را با آيهء
« الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ »
ثابت كردند ، در اينجا نيز سماع مع ريبه را با همين آيه حرام مىدانند . چرا كه قبلًا بيان كردند كه حفظ به معناى اهتمام به شىء است به نحوى كه در خلاف مقصود واقع نشود ، و نظر يا سماع با ريبه باعث مىشود كه فروج محفوظ نباشند و در معرض ابتلاء به گناه و حرام قرار گيرند ، در آيهء غض هم كه به معناى غمض عين از نساء و برخى از تصرفات مربوط به آن مىباشد كه مراد از تبعيض در اينجا استمتاعات جنسى است ، البته زوجه و مملوكه به اجماع و دليل خارجى از اين آيه بيرون است . با اين بيان روشن مىشود كه منظور مرحوم آقاى خوئى ( ره ) آيهء غضّ در حرمت سماع با تلذذ مىباشد ، و اصلًا در تلذذى كه ريبه و خوف وقوع در گناه در كار نباشد ، معلوم است كه نمىتوان به آيهء حفظ فرج تمسك نمود ، بلكه تنها مىتوان به آيهء غض متمسك شد و بعد از اثبات اين نكته اشكالى كه ما در جلسهء قبل بر استدلال به اين آيه گرفتيم ، وارد مىشود .
هامش
( 1 ) مستند العروة ، نكاح ، ج 1 ، ص 37 .
( 2 ) مستند العروة ، نكاح ، ج 1 ، ص 39 .