آن ندارد ، صداى اين خوانندهها كه از مصاديق روشن صداى محرك است ، نوعاً بلند است نه آهسته .
بنابراين ، معناى سوم متعيّن است ، يعنى نبايد مطالبى بگوييد كه نامحرم را به گونهاى بر شما مسلط كند و كسى كه دلى ناپاك دارد ، شما را صيد خود و در اختيار خود بپندارد و طمع كرده ، به انديشهء حرام فرو رود .
نتيجه آنكه ، براى حرمت صدائى كه موجب خوش آمدن نامحرم مىشود ، نمىتوانيم به آيهء شريفه ،
« فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ »
استدلال كنيم .
ج ) دليل ديگر بر حرمت صحبت كردن با التذاذ با نامحرم
1 ) كلام مرحوم آقاى خوئى ( ره )
مرحوم آقاى خوئى ( ره ) براى حرمت ، به آيهء شريفهء غض استدلال كردهاند .
تقريب استدلال : مراد از غض بصر ، غمض عين كردن و صرف نظر كردن است .
آيه مىفرمايد به طور كلى از نامحرم صرف نظر كنيد و هيچگونه ارتباط شهوانى و غير شهوانى با او برقرار نسازيد ، ولى به قرينهء « مِن » كه در آيه به كار رفته ، مطلق ارتباطات ممنوع نيست بلكه خصوص استمتاعات و روابط شهوانى حرام است و يكى از استمتاعات ، التذاذ از صداى نامحرم است .
2 ) نقد استاد مد ظلّه بر كلام مرحوم آقاى خوئى ( ره )
در مباحث گذشته ( درس 27 به بعد ) گفتيم :
اولًا ، غض به معناى صرف نظر كردن نيست بلكه « غمض العين » است كه معنى صرف نظر كردن را مىدهد .
ثانياً ، « غض بصره » و « غض من بصره » مترادف است ، و « من » در اين تركيب زائده است و تنها تأكيد را مىرساند ، همچنانكه از استعمالات آن بدست مىآيد .
ثالثاً ، اگر من تبعيضيه هم باشد ، حد اكثر استفاده مىشود كه مطلق ارتباط حرام نيست بلكه فيه تفصيل ، امّا چه تفصيلى ، « من » مشخص نمىكند . « * و السلام * »