حرام نيست و شنيدن چنين كلامى نيز جايز است .
2 ) تفسير « فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ »
معناى خضوع در قول چيست ؟
معناى اول : ( نازك كردن صدا ) مفسرين مىفرمايند خضوع در قول يعنى نازك كردن صدا در مقابل درشت صحبت كردن ، طبق اين معنى « باء جارّه » براى تعديه به كار رفته است .
معناى دوم : ( آهسته كردن صدا ) يعنى در مقابل نامحرم صدا را پايين نياوريد ، بلند و با تكبّر صحبت كنيد و با آهسته صحبت كردن خضوع نكنيد ، خضوع در صوت در مقابل رفع صوت است و مرادف خشوع در آيهء شريفهء
« وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ »
است و مخالف معناى رفع صوت در آيهء شريفهء
« لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ »
( ص ) مىباشد .
معناى سوم : ( مطالب خاضعانه بيان كردن ) يعنى با گفتارتان خود را خاضع نكنيد ، « خواهش مىكنم ، امر بفرمائيد ، قربان شما ، و . . . » نگوييد .
امّا معناى اول ، هر چند مطابق تفسير مفسرين است و ايشان اين معنى را ظاهر آيهء شريفه و مقتضاى معناى لغوى مىدانند ، ولى به نظر مىرسد كه آيهء شريفه چنين ظهورى ندارد و روايتى هم دال بر اين تفسير وارد نشده است كه نتوانيم مخالفت كنيم و اين معنى ، مراد آيهء شريفه نيست ، زيرا اولًا ، معناى خضوع نازك كردن نيست و ثانياً ، صوت ، غير از قول است . اگر آيه مىفرمود « فلا تخضعوا بالصوت » مىگفتيم مربوط به كيفيت صدا و اداء كلمات است ، قول ، صداى معنادار است يعنى گفتار ، نبايد « حرف » شما خاضعانه باشد .
از اين نكته ، مناقشهء معناى دوم نيز روشن مىشود ، چون آيه نمىفرمايد نبايد صدايتان خاضعانه و آهسته باشد ، به علاوه ، محركيت صوت ربطى به آهسته بودن