عصمت آنها استفاده مىشود ، اين است كه برگرد گناه نمىروند و حتى تصميم به گناه نيز نمىگيرند ، چون همهء اين امور با عصمت منافات دارد . حضرت مىفرمايد :
اگر من به زنان جوان سلام كنم ، ممكن است دچار اعجاب شوم و لذت ببرم ، چون اين لذت ممنوع است ، من محتمل آن را هم ترك مىكنم . لذت بردن از مثلًا غذاى لذيذ يا چهرهء زيبا يا صوت زيبا مقتضاى بشر بودن است و هيچ نقصى براى آنها شمرده نمىشود . آيا داشتن چنين حسّى با طهارت و عصمت منافات دارد ؟
هيچگونه منافاتى ندارد . اينكه حضرت زهد به خرج مىداد و نان جو مىخورد ، نه اينكه ذائقهاش از غذاهاى خوب لذت نمىبرد ! اگر چنين بود كه كمالى محسوب نمىشد . آن حضرت با اينكه از آن غذاها لذت مىبرد ، مع ذلك از خوردن غذاهاى لذيذ اجتناب مىكرد و نان جو مىخورد . يا حضرت از امورى كه از مشتبهات بود ، اجتناب مىكرد و به نامحرم نگاه نمىكرد ، حتى از موارد مشكوك هم پرهيز داشت ، و اين سخن به اين معنا نيست كه حضرت حس نداشت ، طهارت نفس و عصمت اقتضا نمىكند كه اصلًا شهوتى نداشته باشد .
البته اينكه پيامبر ( ص ) به زنان جوان هم سلام مىكرد ، ممكن است علتش اين بوده كه خداوند متعال براى اينكه پيامبر در آغاز ظهور اسلام براى جذب جوامع به همه افراد سلام كند ، آن اعجاب و لذت بردن را از ايشان سلب كرده باشد . چون پيامبر بايد با عطوفت رفتار كند ، استثنائاً براى نيل به آن هدف و الا ، بايد به زنهاى جوان هم سلام كند ولى دچار اعجاب نشود . ولى حضرت امير كه در زمان استقرار اسلام زندگى مىكرد ، به مقتضاى طبيعت بشرى كه از مشتهيات لذت مىبرد ، چون داراى مقام عصمت است ، پرهيز مىكند كه دچار اعجاب نشود .
ج ) استدلال به آيهء شريفه
دليل ديگرى كه مورد استدلال قرار گرفته ، آيهء شريفه
« فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ »
است .