روايت براى ما ثابت نيست ، و چون وجود « من الاثم » در روايت ثابت نيست ، استدلال به روايت تمام نيست . احتمال دارد اين تعبير از مرحوم صدوق ( ره ) باشد كه فقيه را به عنوان كتاب فتوائى نوشته و هر جا لازم بوده ، توضيحى افزوده است ، در اينجا هم كه « يدخل علىّ » معلوم نبوده كه مراد حضرت چيست ، مرحوم صدوق ( ره ) توضيح « من الاثم » را افزوده است . به هر حال ، چه صدوق افزوده باشد و چه روايت ديگر ، چون در نقل كافى وجود ندارد ، نمىتوان حكم حرمت را با اعتماد به وجود اين تعبير در روايت استفاده كرد .
ما قبلًا نيز عرض كردهايم كه در دوران بين نقيصه و زياده در روايت ، يك اصل كلى نداريم كه نقيصه را ترجيح دهيم و بگوييم در نقل كافى نقيصه وارد شده است ، چون براى زياده نيز عوامل مختلفى وجود دارد و زياد شدن عباراتى به روايات امرى غير عادى نيست .
1 ) دلالت روايت
معناى « من الاثم » چيست ؟ مراد حضرت از اينكه مىفرمايد : « اتخوّف . . . » چيست ؟ احتمالاتى وجود دارد :
گاهى مراد از من ، « من نوعى » است نه « من » شخصى ، براى حضرت اين مسائل مطرح نيست ، بلكه از لسان اشخاص متعارف سخن گفته است . يعنى اگر من خود را فرد متعارفى فرض كنم ، مىترسم كه دچار اعجاب شوم .
احتمال ديگر اينكه ، از سلام كردن من به زنان جوان ، ممكن است افراد گمان كنند من از سلام كردن به آنان خوشم مىآيد و اگر چنين تخيّلى براى افراد حاصل شود ، موجب كفرشان مىشود ، براى اينكه چنين تالى فاسدى رخ ندهد ، من به آنان سلام نمىكنم .
2 ) نظر استاد مد ظله در معناى روايت
به نظر مىرسد كه نيازى به اين توجيهات نيست ، آنچه از آيهء تطهير و مقام