باشد ، مثلًا بگويد : نوكرتم ، چاكرتم ، مخلصتم ، فدايت شوم . شاعر هم مىگويد :
گر دل صلح دارى اينك دل * ور سر جنگ دارى اينك جان
يا بگويد :
هر چه شما امر كنيد ، اطاعت مىكنم و امثال اين تعابير . آيهء شريفه مىگويد : شما زنان پيامبر نبايد با افراد اين گونه صحبت كنيد تا اگر كسى دل ناپاكى داشته باشد ، به طمع بيفتد و به فكر فرو برود .
به نظر ما اظهر مصاديق « خضوع به قول » ، تواضع در گفتار است نه نازك كردن صدا ، در اين صورت اصلًا ارتباطى به صداى زن و نازك كردن آن ندارد ، بلكه سخن گفتن خاصى مورد نهى قرار گرفته است .
از طرف ديگر ، معناى طمع هم اين نيست كه شنونده لذت ببرد ، معناى طمع اين است كه شخص به فكر فرو رود ، براى ارتباط با اين زن نقشه بكشد ، به فكر التذاذ و تجاوز و امثال آن بيفتد . اما كسى كه صرفاً لذتى مىبرد ولى احتمال اينكه بتواند با آن زن رابطه برقرار كند ، از طرف خودش يا از طرف آن زن ، به طور كلى منتفى باشد و راهش منسد باشد ، به چنين لذت بردنى ، طمع گفته نمىشود . پس ، نمىتوان در مورد بحث يعنى حكم صداى زن كه شنونده لذت مىبرد يا خوف فتنه پيش مىآيد ، به آيهء شريفه استدلال كرد .
اگر همان معناى اول را هم در نظر بگيريم ، ممكن است آيه در مقام بيان حكم اختصاصى براى همسران پيامبر باشد ، كه در آن صورت هم خارج از محل بحث است .
3 ) نظر مرحوم آقاى حكيم ( ره )
مرحوم آقاى حكيم ره مىفرمايند : از آيهء شريفه استفاده مىشود كه خطاب به همسران پيامبر مىگويد : چون شما با بقيهء زنها فرق داريد
« يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ »
، لذا شما داراى احكام اختصاصى هستيد ، آنگاه احكامى را اختصاصاً