تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 902

مساهمون:

ص٩٠٢
عرف سلام كردن مرد به زن با سلام كردن زن به مرد تفاوت داشته است ، به اين توضيح كه سلام كردن زنان به مردان امرى عادى و طبيعى بشمار مىرفته ولى سلام كردن مرد به زن اجنبى ، نوعى رابطه برقرار كردن و حتى اظهار علاقه نسبت به وى تلقّى مىشده است . از اين رو ، در روايت براى آنكه از اين گونه ارتباط اجتناب شود ، سلام كردن به زن اجنبى نهى شده و مردان را از همغذا شدن با زنان و دعوت آنان به طعام و امثال آن برحذر داشته است . ظاهراً مراد روايت همين نكته باشد .

نتيجهء بحث :

با اين روايت نمىتوان حرمت اسماع يا سماع صوت زن را اثبات كرد و در منابع فقهى نيز ما تاكنون به كسى برنخورده‌ايم كه سلام كردن زن را به مرد يا مرد را به زن حرام دانسته باشد ، نهايت اينكه ، برخى سلام كردن مرد را مكروه شمرده‌اند . بنابراين ، روايت مسعدة بن صدقه نمىتواند دليل بر حرمت اسماع يا استماع صوت زن باشد . به علاوه ، اين روايت مبتلا به معارض است كه در ادلهء درس مطرح خواهد شد .

4 ) آيا روايت عمار ساباطى با روايت مسعدة معارض است ؟

مرحوم آقاى خوئى ( ره ) روايت عمّار ساباطى را به عنوان معارض روايت مسعدة ذكر كرده‌اند . اين روايت اين چنين است : « محمد بن على بن الحسين باسناده عن عمّار الساباطى ، عن أبى عبد الله عليه السلام انّه سأله عن النساء كيف يسلّمن اذا دخلن على القوم ؟ قال : المرأة تقول : عليكم السلام ، و الرجل يقول : السّلام عليكم » « 1 » . مرحوم آقاى خوئى ( ره ) فرموده‌اند كه اين روايت دال بر جواز تسلّم مرأة مىباشد ، زيرا در سؤال ، اصل جواز سلام كردن زن به قوم مفروض گرفته شده و نحوهء سلام كردن پرسش شده است . مراد از قوم يا لا اقل قدر مسلم آن همان « رجال » است ، زيرا چه بسا در برابر نساء به كار رفته است ، از جمله : « أ قومٌ آل حصن أم نساء » ،
هامش
( 1 ) همان ، ح 4 .