تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
قدرتمندانهء اسلام در عين عدل و رأفت اسلامى جز به دست مقتدر على ميسّر نبود . اما به گفتهء فيلسوف معروف فرانسوى : « آخرين ارادهء محمد انجام نشد ، او على را به جانشينى خود منصوب كرده بود . . . » « 1 » اغلب علماء اهل سنت به قضيه غدير اقرار مىكنند ، چه آنكه به فرموده يكى از آنها « اگر حديث غدير مسلّم نباشد ، هيچ امر مسلّمى در اسلام وجود ندارد » « 2 » حتى از خود عمر بن خطاب نقل مىكنند ، كه مىگفت : على از من و ابو بكر براى خلافت سزاوارتر بود » « 3 » پس معلوم شد كه غديرخم تعيين سرنوشت نهايى اسلام است ، و افكار غدير يعنى افكار اسلام . الغدير مىگويد : حكومت علوى و حسنى و حسينى و ديگر امامان ، و حكومت فاسق ، جاهل ، خونخوار و شرابخوار را نفى مىكند . الغدير مىگويد : بدون امام و پيشوا ، و وصى دين كامل نمىباشد ، به گفتهء شاعر معروف شيعى شيخ كاظم أزرى در قصيده‌هائيه :
أنبى بلا وصىّ تعالى اللّه عمّا يقوله السفهاها .
آيا پيامبر ، بىوصى و جانشين مىشود ؟ خدا و دين خدا بالاتر از اين سخن ناخردمند است . ابو جعفر نقيب در جواب ابن ابى الحديد كه مىگويد :
هامش
( 1 ) - حماسهء غدير ص 30 ( 2 ) - الغدير ج 1 ص 296 ( 3 ) - الغدير ج 1 ص 388