« هرچه را از ياد ببرم ، فراموش نمىكنم آن دو را ( عمر و ابو بكر ) كه از ميدان نبرد . ( جنگ خيبر ) فرار كردند با آنكه مىدانستند گريختن از ميدان جنگ گناه است . بيرق بزرگى را كه آنان برداشته بودند ، ذلت و خوارى فرا گرفته بود .
. . . آيا راستى آن دو - با آن كمدلى و ناتوانى - از مردان بودند يا از زنان ناخن رنگ كرده و چهره به نازپرورده ؟
آنچه را كه ذكر كرديم مواردى از ملكات نفسانى ابو بكر بود كه در جلد هفتم الغدير در حدود صد و پنجاه صفحه بطور مفصل مورد تحقيق واقع شده است .
* * * * * اين بود جرعههائى از كتاب شريف الغدير و چكيدهء مطالبى است كه از جلد اول تا هفتم الغدير انتخاب و تقديم كرديم ، خلاصهاى از بقيهء جلدها انشاء اللّه بعدا ارائه خواهد شد .
و آخر دعوانا ان الحمد للّه ربّ العالمين
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: مهدى لطفى
ص٢٧٢