تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
« گمراه است كسى كه بگويد پيامبر ، غافل شد و براى بعد از خودش وصى تعيين نكرد و خدا در لطف خود به بندگانش سهل انگارى كرده است . آيا پيامبرى بدون وصى مىشود ؟ خدا پاك و منزه است از آنچه بعض بىعقلان مىگويند . » . . . حالا سئوال مىكنيم : پس چگونه ممكن است پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از ميان امت خود رحلت كند و خليفه‌اى براى بعد از خود معيّن نكند ؟ ! آيا پيامبر با حكم عقلى مخالفت مىكند ؟ آيا معاويهء شرابخوار و عمر ابن خطاب به امت پيامبر از خودش دلسوزتر بودند ؟ !
« ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » *
« الغدير » جواب اين سئوال را مىدهد . كه پيامبر وصىّ خود را معين كرد . آن هم على را ، ولى منافقان به ظاهر مسلمان وصيت پيامبر را زير پا گذاشتند ، و اين است معناى حديث پيامبر كه فرمود : « بدء الاسلام غريبا و سيعود كما بدء » . « اسلام ، در آغاز تنها و بىياور بود و به زودى همان‌گونه غريب و بىياور مىشود . » مراد از اسلام ، اسلام در سايه ولايت و رهبرى معصوم مىباشد ، كه بعد از پيامبر غريب و مظلوم شد . يعنى على كه بزرگترين ياور اسلام بود اگر از اسلام جدا سازند اسلام غريب مىشود . غربت و مظلوميت على يعنى غربت اسلام و قرآن ، جداكردن على از اسلام يعنى روح اسلام را از آن جداكردن .
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 166 | مهدى لطفى