تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
يا عايشه به عبد اللّه بن عمر گفت : « پسرم سلام مرا به پدرت عمر برسان و بگو : امت محمد را بىسرپرست رها مكن ، و كسى را جانشين خود ساز ، و مسلمانان را چون رمهء بىشبان رها نكن ، مىترسم آشوب برپا شود . » « 1 » و وقتى معاويه مىخواهد فاسقى چون يزيد را به عنوان خليفه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله معرفى كند مىگويد : من هراسناكم از اينكه امت محمد را پس از خود چون رمه‌اى بىشبان رها كنم . « 2 » اين چند سخن از اين اشخاص از مصادر اهل سنت نقل كرديم به خاطر تفهيم سرودهء شيخ كاظم ازرى ، ملاحظه كرديد كه اين افراد در نصب جانشين بعد از خود به يك چيزى تمسك جسته‌اند . كه يك حكم عقلى است ، كه اگر كسى مسئوليتى دارد و لو اينكه چوپان باشد ، بايد براى ايامى كه سر مسئوليت خود نمىباشد يك جانشين معين كند ، كما اينكه پيامبر در زمان حيات خود وقتى مىخواستند مدينه را ترك كنند و مسافرتى روند جانشين براى خود معين مىنمودند ! به همين جهت شيخ كاظم ازرى فرمودند :
ضلّ من قال انّ طه تغافل * عن وصىّ من بعده و تعالل ان يكن ذاك فالاله تساهل * أنبىّ بلا وصىّ تعالى اللّه عما يقوله سفهاها
هامش
( 1 ) - الامامة و السياسة ( 2 ) - تاريخ طبرى ج 6 / 170