بر جامعه اسلامى وارد شده است . كه چه بسيار مصالح عمومى در اثر خلافت غير معصوم پايمال گرديد . و چه درهاى صلح و صفا و سعادت به خاطر خانهنشينكردن ولى اللّه از جامعه سلب شد . و چه لطمهاى بر عالم هستى وارد شد .
الغدير مىگويد : غصب و سلب حق على يعنى نقضكردن غرض خلقت .
الغدير مىگويد : ظلم بر على ظلم به يك شخص نبود بلكه ظلم به كل عالم بود .
چون در واقع ، در كائن وحدانى ، عالم :
اگر يك ذرّه را برگيرى از جاى * خلل يابد همه عالم سراپاى
خصوصا اگر آن يك ، واحدى عظيم باشد . و در مقولهء عصمت و حيات سريان در همهء كائنات گيتى و تاريخ و زمان داشته باشد . يعنى طورى باشد كه خداوند حيات حق را در وجود او و به وجود او تمركز داده باشد . چنانچه به نقل شيعه و سنى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند :
« على مع الحق و الحق مع على يدور الحق مع على حيثما دار » .
( على با حق ، و حق با على است ، و حق برگرداگرد او مىچرخد ) .
بنابراين ، على را ربع قرن خانهنشينكردن ، غصب حق يك نفر نمىباشد ، در خانهء على را بستن يعنى در علم را بر روى يك جامعه بستن .
پيامبر فرمود : أنا مدينة العلم و على بابها ، ( من شهر علم هستم و على در آن شهر است ) پس آنان كه پس از پيامبر در خانه على را بستند در واقع مانع دستيابى جامعه به علم لدنى و وحيانى پيامبر شدند