تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
اگر بگويى دريا به درّى كه دارد فخر مىكند ، گويم در غدير تو رشته‌هايى از گوهر است كه هيچ درّى بمانند آن نتواند بود ! * * * * * قصيده‌اى از دانشمند فرزانه آقاى « سيّد شمس الدين خطيب بغدادى موسوى » كه ابياتى از آن ذكر مىشود .
الفظ ام لئال ؟ ام عقود ؟ * تنظّم ؟ ام هو الدرّ النضيد ؟ و نور ؟ ام سطور ؟ ام علوم ؟ * يميط لثامها العلم النجيد غدير و البحور تفيض منه * ببرهان به يعيى الجحود
كتاب الغدير ، لفظ و كلمه است ؟ يا لؤلؤ است ؟ يا درّ چيده شدن است ، يا عقود منظم ؟ نور است ؟ يا سطور است ؟ يا منبع دانش ! يا ظاهر كنند علم مجسم است ، اين غديرى است ( بركهء آب ) كه از او درياهاى علم جارى است بلكه او دريايى ، از برهان مسلّم است و جنود مجنّد است براى منكران حقّ . * * * * *