تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦

غروب خورشيد هدايت

وفات امينى ، يعنى مرگ شهداء فضيلت . امينى عالمى بود ، كه با رفتنش عالمى از ميان عالم رفت .
از شمار ، دو چشم يك تن كم * و ز شمار خرد هزاران كم
شخصيت افراد و ارزش واقعى هركس ، با اثر وجودى او تناسب دارد . هرقدر اثر وجودى شخص بيشتر باشد . و دائره نفوذ و گسترش اثرش وسيعتر و گشاده‌تر باشد ، ارزش معنوى آنها بيشتر خواهد بود ، اين حالت مخصوصا در فقدان و بعد از مرگ اشخاص بهتر روشنتر مكشوف و نمايان مىشود . گاهى اثر وجودى اشخاص از شهر و كشور مىگذرد و پرتو شعاعش در سراسر يك جامعهء بزرگ مذهبى يا سياسى و در شؤون فرهنگى و حيات معنوى و روحانى آنها اثر مىگذارد ، و فقدان او خلائى در آن اجتماع به وجود مىآورد و رخنه‌اى در اجتماع پديد مىآيد كه اثرش به تمام افراد جامعه بزرگ مىرسد و هرچه از زمان مىگذرد آن رخنه و شكافى كه از مرگ او در اجتماع حاصل شده بود بازتر و اثرش محسوستر و آشكارتر مىشود . اين همان ثلمهء دينى است كه در حديث وارد شده « لا يسدّها شىء الى يوم القيامة » علّامه امينى صاحب « الغدير » از آن اشخاص بود كه مرگش در