تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
امينى ، رهبر آزادگان را * به ملتهاى روشندل نشان داد پريش و تيره دل نسل جوان را * صفا بخشيد از عشق و ، توان داد جمال مبهم تاريخ اسلام * ز يمن همتش ، گرديد روشن دهد ما را نشان آمار و ارقام * كه كار امتى را كرده يك تن ز سبك الغديرش هست پيدا * كه علمش را ، على اعطا نموده و يا بىپرده‌تر گويم « حسانا » * على املاء و او انشاء نموده
* * * * * شعرى ديگر از همين شاعر
امروز فخر دانش عبد الحسين « امينى » است * در آسمان عرفان او كوكب زمينى است از علم كم نظيرش حاكى است ، « الغدير » ش * از چشمهء ضميرش جارى ، علوم دينى شد جمع خرمن علم ، در الغدير و اكنون * اى عاشقان دانش ، هنگام خوشه‌چينى است