تمام جامعهء بشرى اثر گذاشت ، كسى بود كه بايد در وفات او گفته شود ، « يوم على آل رسول عظيم » يعنى نهتنها در مردم اثر مىگذرد بلكه مصيبتى بزرگ بر محمّد و آل محمد است . امينى مالك اشتر دومى بود كه در مرگش ، وجودى چون على گريه مىكند .
آرى هرچند أجل محتوم ، در قبضهء مشيت الهى است ، اما در عالم علل و اسباب مىتوان گفت : كثرت كار و زحمت بيشمار كه « امينى » در راه خدمت كشيد ، كمكم قواى بدنى او را ضعيف ساخت ، و دچار مرض شد . مدت سه سال با اين ساخت و عاقبت در روز جمعه ( 28 ربيع الثانى 1390 مصادف با 12 تير ماه 1349 ) هنگام اذان ظهر دعوت حق را لبيك گفت ، و دارفانى را وداع گفت ، در حالى چشم از اين جهان فرو بست كه زير لب اين عبارت را زمزمه مىنمود « اللهم ان هذه سكرات الموت قد حلّت ، فاقبل الىّ بوجهك الكريم . . . » جنازهاش پس از انتقال به نجف اشرف در كتابخانهء عمومى به خاك سپرده شد .
فرزند مرحوم علّامه در مورد وفات پدرش مىفرمايد :
روز جمعه ( 28 ربيع الثانى 1390 هجرى ) حال ايشان بد شد . و مرض ايشان شدت يافت از من خواست ، كه دهانش را با آبى كه ممزوج به تربت سيد الشهداء عليه السّلام باشد مرطوب كنم . و خواست كه دعاى « عدليه عند الموت » « 1 » را برايش بخوانم . من مىخواندم و ايشان هم با من زمزمه مىنمود ، بعد از اينكه اين دعا تمام شده ، از من خواست كه بعضى از دعاهايى كه از امام « على ابن الحسين زين
هامش
( 1 ) - مفاتيح الجنان