تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
ظهور كرد و بار ديگر حجت را بر مردم تمام كرد ، . . . » . و جملاتى بود ، در مورد سفر عظيم او كه به فرمايش بعضى بزرگان بايد اسمش را اعجاز گذاشت ، كتابى است بىنظير كه همه‌گان را به حيرت انداخته است . اگر كسى از تأثير الغدير ، در جهان و محتواى آن آگاه باشد ، اقرار مىكند كه بايد او را اعجاز ناميد ، و خود را از ابزار عقيده در مقابل اين كتاب عاجز مىداند . الغدير آن كتابى است كه
« لا رَيْبَ فِيهِ »
شكى در آن نمىباشد ، بسى محكم و متقن است
« فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ »
براى كسانى كه خالى از تعصب ، و نفاق باشند هدايت كننده و راه‌گشا مىباشد .
« وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً »
وصف ما در مورد علامه چنان است كه ملاى رومى گفته است :
در نيابد حال پخته هيچ خام * پس سخن كوتاه بايد و السّلام
جائى كه شخصيتى مثل آغا بزرگ تهرانى ، مىنويسد وقتى قلم به دست گرفتم تا كلماتى پيرامون او بنويسم ، از هيبت و عظمت او « ارتعش القلم بيدى » قلم بدستم لرزيد . شخصى مثل من چه مىتواند در مورد او بگويد . در شأن اينچنين عالم ربانى ، به كلام الهى تمسك مىجوئيم كه :
« فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً »