تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

علامه در شعر شعرا

شعرى از حبيب اللّه چايچيان در وصف علامه و كتاب الغديرش شعرى است بسيار زيبا ، به خوبى توانسته علامه را توصيف كند .
امينى ، رهنورد آهنين پى * روان در كوره راه گنگ تاريخ عدالت ، با قضاوتنامهء وى * جنايت پيشگان را كرده توبيخ امينى ، تك‌سوار دشت حيرت * كه دارد روز شب هرسو تكاپو گدازد از حرور عشق و غيرت * حقيقت‌جو دلش ، در سينهء او امينى آنكه با برهان و حجت * دهان ياوه‌گويان را شكسته بجز تسليم ، در پيش حقيقت * به هرباطل‌گرائى راه بسته امينى ، جاى پاى رفتگان را * يكايك ، پا نهاد و باز پيمود به خلوت راه متروك زمانها * پى اثبات حق ، در جستجو بود